دختری که توسط شیاطین تسخیرشد+عکس


آنه لیز میشل، متولد سال 1952 و فوت شده در 1976. دختری که بسیار از افراد پذیرفتند که او توسط شیاطین تسخیر شده است!

ادامه نوشته

رتبه پول در شادي انسان‌ها چند است؟

جام جم آنلاين: نمي‌دانم چه كسي گفت، پول، چرك كف دست است، معلوم نيست چه كسي بود كه پول را بدنام كرد و گفت خوشبختي نمي‌آورد، معلوم نيست از كي علم و ثروت را رودرروي هم قرار دادند تا نتيجه بگيرند دانش بهتر از دارايي است.

اين هم معلوم نيست كه چه كسي اين موضوع را در ذهن مردم جا انداخت كه پولدارها خوشبخت نيستند و فقيرها بيشتر از زندگي لذت مي‌برند، اما پول خيلي كارها از دستش برمي‌آيد، پول معجزه هم مي‌تواند بكند، باز كردن درهاي بسته كه اصلا در تخصصش است، آرزوها هم با پول از دنياي خيال بيرون مي‌آيند و به ثمر مي‌نشينند. ديگر نمي‌گويم كه با پول مي‌توان پست و صندلي و احترام هم خريد يا براحتي دور دنيا را گشت و رفت در دل قاره‌ها. ادامه تحصيل و خريد خانه و دفتر كار و ويلا و ماشين و بليت المپيك و هزار تاي ديگر مثل اين هم كه براي پول آنقدر پيش پا افتاده است كه به چشم نمي‌آيد، اما با پول يك چيز ديگر را هم مي‌توان به خانه آورد؛ شادي. كسي كه پول دارد و دستش به دهانش مي‌رسد، دست‌كم اين است كه دغدغه نان و آب و لباس و سرپناه ندارد يا لااقل حسرت خيلي چيزها به دلش نمي‌ماند. كسي كه دستش به دهانش مي‌رسد، خود را تكيه داده به ديواري محكم مي‌بيند و از استواري‌اش، پشتش گرم مي‌شود.

او دست ديگران را هم مي‌تواند بگيرد و براي آنها همان ديوار محكم قابل اعتماد شود. وقتي پول باشد، مي‌توان همه را خوشحال كرد، مي‌توان در سفره‌اي نان گذاشت و پاي برهنه‌اي را پوشاند يا يك بيمار سخت را اگر خدا بخواهد از مرگ نجات داد. استعدادها را هم مي‌شود با پول شكوفا كرد. اگر پول باشد، ديگر دغدغه پيري‌ات را هم نداري و ترس از محتاج شدن و ترس از كاسه چه كنم بر دست گرفتن هم مي‌ميرد و از بين مي‌رود. با پول عروسي‌ات هم خاطره‌انگيز مي‌شود؛ وقتي كه مجبور نيستي براي پوشيدن لباس عروسي و دامادي، خودت را زير بار قرض خفه كني و وقتي به خانه بخت مي‌روي، تازه تاوان نداري‌ات را بدهي. با پول جنازه‌ات هم آبرومندتر دفن مي‌شود و نقل و انتقالت به عالم قبر سريع‌تر و باشكوه‌تر مي‌شود. وقتي به پول اين طوري نگاه كني، داشتنش يعني شادي يعني گشاده‌دستي، يعني آرامش، اما اين تمام ماجرا نيست، چون با پول مي‌توان كارهايي كرد كه خوشايند نباشد. با پول مي‌توان فخرفروشي كرد، مي‌توان مسابقه چشم و همچشمي راه انداخت و چشم ديگران را از حدقه درآورد. با پول مي‌شود آدم كثيفي شد؛ آدمي بي‌وجدان كه قلبش سنگ شده. با پول مي‌شود ندارها را زير پا له كرد، مي‌توان فقيرها را به هيچ گرفت، مي‌توان ديگران را آدم حساب نكرد. با پول مي‌شود اسراف كرد، مي‌شود آنقدر داشت و خريد و خورد كه ديگر هيچ چيزي به چشمت نيايد. با پول مي‌شود به ته خط زندگي هم رسيد. آنجايي كه ديگر هيچ چيزي خوشحالت نمي‌كند. با پول، خلاف هم مي‌شود كرد. مي‌توان آدم اجير كرد و صد تا كار خلاف را راست و ريست كرد. پول، رشوه خوبي هم هست، راه ميانبري كه ندارها نمي‌توانند از آن بگذرند. پول ترس هم براي آدمي مي‌آورد، وقتي فكر مي‌كني كه همه منتظر مرگت هستند و ميراث‌خوارها در كمين عمرت نشسته‌اند. با پول بدبخت هم مي‌توان شد وقتي به ديگران فكر نكني و همه فكر و ذكرت پول باشد و پول ...

مقصر كيست، آدم يا پول؟

اما انگار در همه اين خوشي‌ها و ناخوشي‌ها نه پول كه خود آدم‌ها داستان زندگي را مي‌نويسند. پول يك تكه كاغذ است. فقط يك ابزار چون در نهايت حق انتخاب با آدم‌هاست كه آن را چگونه به كار گيرند. آن زن و مردي كه پول دارند و زندگي‌شان مرتب است و در عين حال خوشبختند، پول به آنها خوشبختي نداده است، اما به طور حتم كمك‌شان كرده تا مسير عشق را بي‌دغدغه طي كنند. آن دختر و پسر جواني كه جيبشان خالي است، اما باز احساس خوشبختي مي‌كنند، زيرا بي‌پولي خوشبختشان نكرده، خودشان خواسته‌اند فقر را به رخ هم نكشند و دست به دست هم بدهند تا خوشبخت باشند. با وجود همه اين حرف‌ها اين را نمي‌توان انكار كرد كه وقتي مشكلي با پول حل مي‌شود و موانع يك به يك از مقابلت برداشته مي‌شوند، شادي‌اي توليد مي‌كند كه وصف‌ناپذير است.

پول بعلاوه 60 چيز ديگر

اين را درست گفته‌اند كه پول همه‌چيز نيست و شادي و خوشبختي فقط با پول به دست نمي‌آيد. شهروز پرورش هم اين مساله را تاييد مي‌كند. اين روان‌شناس مي‌گويد: عوامل بسيار زيادي در شادي و شادزيستن موثر است كه تاكنون 60 عامل اساسي از سوي روان‌شناسان كشف شده است. عواملي مثل دوستي، احساس احترام، اعتماد به نفس بالا، خدمت به ديگران، پايگاه اجتماعي مناسب و همسر دلخواه كه البته پول يكي از اين فاكتورهاست كه در بررسي‌هاي به عمل آمده تقريبا در رديف چهاردهم قرار مي‌گيرد.

او ادامه مي‌دهد: باتوجه به اين‌كه احساسات مثبت در زندگي مثل شادي، خوشبختي و آرامش همانند حلقه‌هاي زنجير به هم متصل هستند و يكي ملزوم و مكمل ديگري است و همگي جنبه حسي و ذهني دارند؛ بنابر اين ممكن است تعريفي كه هر فرد از شادي ارائه مي‌كند با افراد ديگر متفاوت باشد. در روان‌شناسي شخصيت افراد به 3 تيپ كلي A,B,C تقسيم‌بندي شده كه هر گروه ويژگي‌هاي منحصر به فرد خود را دارند. براي مثال تيپA شامل افراد عصبي، زودرنج، كينه‌اي، محافظه‌كار، پرتلاش و اهل رقابت است و شرايط بيروني تاثيرات خيلي موقتي برخلق و رفتارهاي اين افراد مي‌گذارند. اين گونه اشخاص ممكن است با داشتن ثروت و دارايي زياد به خاطر حرص و حسادت فراوان نتوانند از داشته‌هاي خودشان لذت ببرند. اين در حالي است كه تيپB ، افرادي خوش‌مشرب،‌ اهل دوستي، دلسوز، مهربان، خوشگذران، مثبت‌انديش و خوش‌بين و تا اندازه‌اي تنبل هستند كه اكثرا ثروتمند نمي‌شوند ولي از زندگي لذت مي‌برند و اغلب افرادي شادند.

اين روان‌شناس توضيح مي‌دهد: از نظر روان‌شناسي اجتماعي احساس شادي هم مثل ساير احساسات مثبت و منفي قابل سرايت و انتقال است و اگر شرايط كلي براي نشاط اجتماعي فراهم نشود (مانند توزيع برابر ثروت و بهبود قوانين) مي‌تواند عامل مهمي به شمار آيد. به عنوان مثال در كشورهاي اسكانديناوي كه درآمد عموم مردم در سطح بالا و برابر با يكديگر است، سطح بهزيستي رواني و جسماني آنها نسبت به كشورهاي ديگر كه ثروت به طرزي نابرابر توزيع شده، بالاتر است.

در واقع روان‌شناسي به شادي نگاه بسيار عميقي دارد. مطالعات مختلف نشان داده كه فقر و ناكامي، افراد را ناشاد و افسرده مي‌كند، ولي وقتي ميزان درآمد افراد بيشتر شود شادي و نشاط‌شان بيشتر نمي‌شود.

در يك تحقيق جديد ثابت شده كه پول به عنوان يك داروي ضد افسردگي عمل مي‌كند يعني جلوي نگراني، اندوه و استرس‌ها را مي‌گيرد، ولي اين‌كه پول شادي‌آفرين باشد رد شده است، يعني اين‌كه اگر تاثير شادي بخشي هم داشته باشد، موقت است.

جايي شادي نمي‌فروشند

پرورش در ادامه به اين باور مردم كه با پول مي‌شود همه چيز را خريد اشاره مي‌كند و توضيح مي‌دهد: نظر علم بر اين است كه با پول نمي‌شود شادي بويژه شادي‌هاي پايدار و دروني خريد، ولي بيشتر مردم، داشتن خانه‌هاي بزرگ و ماشين‌هاي گرانقيمت را تنها منبع شادماني و شادكامي حساب مي‌كنند، به طوري كه ممكن است به جاي پرداختن به گسترش صفت‌هاي اخلاقي و انساني مانند دوستي‌ها، كمك به ديگران، بخشش‌ها، مثبت‌انديشي و عشق به تمام هستي، تمام وقتشان را صرف مسائل مالي كنند، به اميد اين‌كه روزي ثروتمند شوند. اين در حالي است كه ممكن است ديگر وقت، انرژي يا سلامت براي لذت بردن از زندگي برايشان باقي نمانده باشد.

عوامل بسيار زيادي در شادي و شادزيستن موثر است كه تاكنون 60 عامل اساسي از سوي روان‌شناسان كشف شده استاين روان‌شناس اضافه مي‌كند: البته داشتن برنامه مالي و تلاش هر چه بيشتر براي رسيدگي به استقلال مالي و برآوردن نيازهاي اساسي و وابسته نبودن به ديگران و محروم نبودن از امكانات زندگي از اولويت‌هاي برنامه‌هاي هر فرد سالمي بايد باشد ولي باور اين‌كه فقط با پول به همه لذات مي‌توان رسيد از شيوه‌هاي غلط و بيماري‌آور زندگي محسوب مي‌شود. در تعريف پست‌مدرنيته از پول و ثروت، ثابت شده كه ظواهر براي محبوبيت و احترام خيلي مهم شده است، منظور اين‌كه مجموعه دارايي‌ها و ثروت‌هايي كه در ظاهر به صورت محسوس مشاهده مي‌شود احترام ديگران را برمي‌انگيزد ولي خود مدرنيته و عوارضي كه از پست‌مدرنيته پيش مي‌آيد، در يك زمان طولاني ممكن است بسياري از ارزش‌هاي مهم انساني، اجتماعي و اخلاقي را پايمال كرده، ارزش‌هاي زودگذر و كاذب را جايگزين آن كند.

به گفته پرورش معناي تمامي اين حرف‌ها آن است كه شادي و آرامش و خوشبختي چيزهايي نيستند كه در فروشگاه‌ها فروخته شوند ولي قاعدتا هر فردي نياز به پول و امكانات دارد به شرط آن‌كه دويدن زياد به دنبال پول او را از ساير مواهب زندگي محروم نكند.

پول شرط لازم، نه كافي

جان كلام دكتر غلامرضا عليزاده، محقق و مدرس دانشگاه نيز همين مطالب اما با ادبياتي متفاوت است. اين جامعه‌شناس مي‌گويد: آخرين مطالعاتي كه در ايران انجام شده، نشان مي‌دهد مردم روستايي احساس خوشبختي بيشتري نسبت به جمعيت شهرها از جمله تهران دارند، يعني به تعبير ديگر، خوشبختي در ميان روستاييان بيشتر از شهرنشينان احساس مي‌شود. هرچند مردمان شهر و روستا از نظر سطح درآمد و امكانات زندگي تفاوت زيادي با هم دارند. اين مساله نشان مي‌دهد كه داشتن پول، شرط لازم براي خوشبختي است ولي شرط كافي به حساب نمي‌آيد زيرا اگر پول زمينه‌اي براي خوشبختي و شادماني بود قطعا شهرنشينان بايد احساس خوشبختي بيشتري مي‌كردند. او ادامه مي‌دهد: به همين دليل است كه ما بايد نگاه جديدي به مساله خوشبختي داشته باشيم و بدانيم كه خوشبختي درون كاسه سرماست. گاهي وقت‌ها ما احساس مي‌كنيم كه با فراهم آوردن پول و تامين پاره‌اي از ملزومات زندگي به خوشبختي مي‌رسيم، ولي زندگي شهري نشان مي‌دهد كه عوامل ديگري هست كه باعث مي‌شود حتي انسان از ابزارها و اشياي در دسترسش نيز نتواند استفاده كند. يعني ابزاري كه فكر مي‌كرد مايه شادماني او خواهد شد، اما امروز تنها دغدغه‌ها و نگراني‌هايش را افزون كرده است. اين جامعه‌شناس توضيح مي‌دهد: امروزه نگاه به خوشبختي نگاه ابزاري است. امروز خانه‌ها به سمساري تبديل شده يعني وسايلي را دور خودمان جمع مي‌كنيم و به جاي آن كه احساس شادي كنيم، خيلي زود خسته مي‌شويم و احساس تنگي و خفگي مي‌كنيم. در حالي كه در واقع اين تنگي و كوچكي در ذهن ما و ناشي از زندگي شهري و سنجيدن همه چيز براساس ماديات است.

عليزاده در ادامه گفته‌هايش به نبود تعريف مشخص از شادي و خوشبختي در جامعه اشاره مي‌كند و مي‌گويد: امروزه هر كسي فكر مي‌كند اگر ابزار مورد استفاده لايه‌هاي بالاتر را به دست بياورد، خوشبخت مي‌شود ولي وقتي به آنها مي‌رسد، نه تنها احساس خوشبختي نمي‌كند، بلكه دچار دغدغه نيز مي‌شود. در واقع شادي و خوشبختي با درجه رفاه رابطه مستقيمي ندارند و هرچه درآمد بالاتر برود، خوشبختي بيشتر نمي‌شود. البته هدف اين نيست كه نوعي قلندري و صوفيگري و درويشي را در جامعه باب كرده افراد را به ترك دنيا و امكانات آن تشويق كنيم، بلكه بايد تعريفي نو از شادي، خوشبختي، علايق، عشق، مهرباني و آنچه مايه آرامش قلب است ارائه كنيم. اين مدرس دانشگاه گفته‌هايش را اين‌گونه پي مي‌گيرد: آنچه باعث شده تا پول معياري براي شادي و خوشبختي نباشد، قطبي شدن شديد جامعه است و هر لايه‌اي براي فرار از لايه خود و قرار گرفتن در لايه‌هاي بالاتر مدام تلاش مي‌كند كه اين سبب مي‌شود تا افراد هميشه فشار عصبي همراه با اصطكاك عصبي داشته باشند. پس به نظر مي‌رسد اين لايه‌بند‌هاي اجتماعي كه گاه زندگي‌ بخشي از دهك‌ها فراتر از روياهاي دهك‌هاي ديگر مي‌شود، منشايي باشد تا پول ديگر شادي نياورد.

عليزاده البته بر اين باور است كه اين حرف‌ها هرگز داشتن حداقل امكانات زندگي و معيشتي بي‌دغدغه را از اهميت نمي‌اندازد، چرا كه داشتن شغل و درآمد متعارف براي تامين نيازهاي پنجگانه بشري جزو حقوق طبيعي هر انسان و مورد تاكيد اعلاميه حقوق بشر، سازمان‌هاي رفاهي و قانون اساسي كشور است.

پدیدار شدن آیاتی از قرآن بر روی بدن کودک داغستانی

لحظه نیوز:

به گزارش لحظه به نقل از «ریا نووستی» نماینده مسجد روستای "کراسنو-اکتیابرسکایا" منطقه "کیزلیار" داغستان روز چهارشنبه به «ریا نووستی» اطلاع داد که آیاتی از قرآن مجید بر روی بدن کودک نه ماهه ای که در این روستا بدنیا آمده پدیدار و خود به خود ناپدید می شوند.

وی گفت: در خانواده یعقوبوف ها 9 ما پیش پسری بدنیا آمد که نام علی بر وی نهادند. چند روز بعد از تولد بر بدن این نوزاد کلماتی به زبان عربی نقش بست.

"مدینه یعقوبووا" مادراین کودک توضیح داد زیر چانه فرزندش بعد از تولد سیاهی هایی بوجود آمده بود که رفته رفته بعد از بهبود کلمه "الله" جای آن نقش بسته است.

وی گفت: این نوشته ها روزهای دوشنبه و جمعه پدیدار می شوند و در همین زمان دمای بدن نوزاد تا 40 درجه بالا می رود. این نوشته ها سه روز باقی مانده و سپس به تدریج از بین می روند و سپس نوشته های جدیدی بوجود می آیند.

والدین این خبر را تا زمانی که بر روی بدن کودک جمله "حدیث مرا به مردم نشان دهید" بوجود نیامد، این مسئله را برای کسی مطرح نکرده بودند.

یعقوبووا گفت: علی فرزند دوم ماست. برای دخترم این مسئله پیش نیامده بود.

رییس اداره دینی مسلمانان داغستان از ارائه توضیحاتی در این باره خودداری نمود و اطلاع داد که او هم مانند بقیه از این اتفاق در عجب است.

"عبدالله" امام مسجد روستای نامبرده معتقد است که این علائمی از سوی پروردگار است.

نامه‌ي يك دختر ايراني به جومونگ

سلام آقاي جومونگ .اميدوارم حالتان خوب باشد و ملالي در وجود شريف نباشد. اگر از احوال اينجانب و ساير هموطنان بپرسيد بنده كه مخلص جناب عالي و تمام اعضاي گروه دامون هستم . هموطنان هم همگي دوست دار جناب عالي هستند و هرشنبه و سه شنبه مشتاقانه پاي تلويزيون مي نشينند تا جمال مبارك جنابعالي وياران را ببينند و مرحبا بگويند و بر هر چه تسو و تسوئيان لعن و نفرين بفرستند.

و البته بعضي ها هم به خاطر تماشاي جمال كم مثال بانو سوسانو به تماشاي سريال شما مي نشينند.به من چه؟ مرا كه توي قبر اونها نمي گذارند. غرض فقط اين بود كه بگويم اينجا همه جور آدمي هست.آقاي جومونگ من خيلي خوشحالم كه سريال شما را تلويزيون ما نشان مي دهد. آخه مي دانيد؟ ماتوي سرزمين بزرگ مان اصلا آدمي مثل شمانداريم!

نه درتاريخ مان نه درقصه ها و افسانه هامان مثل شما نداريم. به همين جهت ديدن شجاعت هاي شما ،درستي شما ،كارداني شما برايمان لذت بخش است .چه كسي مي تواند سه تا تير در كمان بگذارد و هرسه رابه هدف بزند؟ چه كسي مي تواند آنهمه صبركند تا اعتماد آدمي مثل تسو را به دست بياورد؟ چه كسي مي تواند يك تنه به وسط يك فوج بزند و همه را از دم تيغ بگذراند؟

مگر رستم هماني نبود كه چند وقت پيش ها يك سريالي ازش نشون داد؟ اونكه اصلا لاجون بود.فقط حرف ميزد. اگر اسطوره ما اون بود ما اصلا اسطوره نخواستيم, داداشم ديروز كه ازمدرسه اومد ازقول معلم تاريخشون مي گفت كه ما يه ستارخاني داريم كه مثل جومونگ افسانه نيست و واقعي است وتازه از جومونگ هم چيزي كم نداره .و كلي ازشجاعت و كاردرستي اش گفت.

گفتم داداشم گوش كن.من هم ستارخان راخوب مي شناسم. هموني يه كه اسمش رو خيابون دايي اينهاست. اما اگه كارش درست بود لابد يه فيلمي، سريالي چيزي ازش مي ساختند. بد كه نگفتم .خلاصه اينجا هرروز يه اسطوره علم مي كنند كه مثلا ازشما سرتر باشه اما نمي شه .اما گوش من بدهكار اين حرفها نيست .من فقط مخلص جومونگم وغيرجنابعالي اسطوره اي ندارم.دور دور جومونگ است .

اين كار فقط و فقط ازجنابعالي برميايد.عموي پدرم مي گويد رستم زور صدتا جومونگ راداشته است. ولش كنيد لطفا. پير است و هذيان مي بافد .كلي هم اسم هاي اجغ وجغ مثل گيو و گودرز و سياوش و بيژن و كيخسرو و اينها پشت سرهم رديف مي كند كه مثلا اينها اساطير مايند .من كه جدي اش نميگيرم اگر آنها اسطوره بودند، اگر از جنابعالي سر تر بودند چرا صداسيماي ما ازشان فيلم نمي سازد؟

کافی نت در کشورهای مختلف

عكس از كافي نت در كشور هاي مختاف در ادامه مطلب

ادامه نوشته

پسري 2 ساله با ضريب هوشي برابر انيشتن و هاوكينگ

اسكار ريگلي يك پسر دو ساله كه ضريب هوشي برابر با انيشتن و استفان هاوكينگ را داراست به يكي از كوچكترين افراد پذيرفته شده در بنياد منسا تبديل شد.

 وي در حالي در آزمون هوش مؤسسه استنفورد به اين امتياز دست پيدا كرده است كه تستهاي اين مؤسسه امكان سنجش هوش بيش از 160 را نداشته‌اند.
جو، پدر اسكار يك متخصص 29 ساله آي تي است و مي‌گويد كه اسكار اخيراً با مادرش در مورد چرخه توليد مثل پنگوئن‌ها صحبت كرده است. وي افزود: ما مي‌دانستيم كه كودكمان يك چيز متفاوت نسبت به سايرين دارد. من به وضوح آن روزي را مي‌بينيم كه وي برگردد و به من بگويد تو يك سبك مغز هستي.
به نوشته ديلي تلگراف هانا 26 ساله مادر اين كودك مي‌گويد كه او دامنه لغات بسيار گسترده‌اي دارد و قادر به ساخت جملات پيچيده است.
جان استيونج، مدير اجرايي مؤسسه منسا (افراد داراي ضريب هوشي بالا) پذيرفتن اسكار در اين مؤسسه را با دو سال و 5 ماه و 11 روز سن تأييد كرده است.
پيش از اين كوچكترين عضو منسا، اليز تان رابرتس از لندن است كه با ضريب هوشي برابر 156 در سن 2 سال و 4 ماه و 14 روز پذيرفته شده بود.

آيا ميدانيد با كدام يك از شخصيت هاي مشهور ايران و جهان در يك ماه متولد شده ايد؟

آيا ميدانيد با كدام يك از شخصيت هاي مشهور ايران و جهان در يك ماه متولد شده ايد؟
ادامه نوشته

شرح تصويري 10 اعجـوبـه کوچک دنیا


شرح تصويري 10 اعجـوبـه کوچک دنیا
بچه‌ها شخصیت جالب و عجیبی دارند، به نوعی که گاهی اوقات حرکات عجیب و غریب از خود نشان میدهند که باورش برای خیلیها مشکل است، گاهی اوقات آنان با وجود سن کم ، دست به کارهای خارق العاده ای میزنند که باعث تعجب می‌شود و انسان را تا مرحله حیرت پیش میبرد. درست مثل 10 بچه ای که ما از آنان به عنوان اعجوبه یاد می‌کنیم ، لطفا مطلب زیر را بخوانید.
ادامه نوشته

تصویری دیدنی از اعدام دسته جمعی مجرمینی که بصورت غیر عمد خانمها را تا اوج مرگ می ترساندن !

تصویری دیدنی از اعدام دسته جمعی مجرمینی که بصورت غیر عمد خانمها را تا اوج مرگ می ترساندن !

آخرین عکس های سوسک های مزاحم

خواندن کل این متن بیشتر از2 دقیقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا بخوانید

خواندن کل این متن بیشتر از2 دقیقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا بخوانید

 سال پیش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است.  اینجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول می‌کشد تا نهایى شود، حتى اگر ایده ساده و واضحى باشد. این قانون اینجاست. جهانى شدن (globalization)  باعث شده است که همه ما در جستجوى نتایج فورى و آنى باشیم. و این مشخصاً با حرکت کند سوئدی‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زیادى جلسه برگزار می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند و خیلى به آرامى کارى را پیش می‌برند. ولى در انتها، این شیوه همیشه به نتایج بهترى می‌انجامد.
به عبارت دیگر:
1- سوئد در حدود 450000  کیلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 میلیون جمعیت دارد.
٣- استکهلم، پایتخت سوئد که به پایتخت اسکاندیناوی نیز مشهور است حدود  78000 نفر جمعیت دارد.
4- ولوو، اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون برخى از شرکت‌هاى تولیدى سوئد هستند.


اولین روزهایی که در سوئد بودم، یکى از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمی‌داشت و به محل کار می‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک می‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشین شخصى به سر کار می‌آمدند.

روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم:  آیا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک می‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟

او در جواب گفت:
 براى این که ما زود می‌رسیم و وقت براى پیاده‌رفتن داریم. این جاها را باید براى کسانى بگذاریم که دیرتر می‌رسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو این طور فکر نمی‌کنی؟
 

میزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنید.


این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). این جنبش می‌گوید که مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند، وقت کافى براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سریع (Fast Food ) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار می‌گیرد. غذاى آهسته پایه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بیزنس طرح شده و یک "اروپاى آهسته" نامیده شده است. این جنبش اساساً حس شتاب و دیوانگی به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زیر سوال می‌برد. نهضتى که کمیّت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار می‌کنند امّا از آمریکائی‌ها و انگلیسی‌ها مولّدترند. آلمانی‌ها ساعت کار هفتگى را به28/8 ساعت تقلیل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت تولیدشان ٢٠درصد افزایش یافته است. این گرایش به آهستگى و کندکردن جریان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمریکائی‌ها را هم جلب کرده است.

 

البته این گرایش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن یا بهره‌ورى کمتر نیست. بلکه به معنى انجام کارها با کیفیت، بهره‌ورى و کمال بیشتر، با توجه بیشتر به جزئیات و با استرس کمتر و  برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بیشتر است.

به معنى چسبیدن به حال در مقابل آینده نامعلوم و تعریف نشده است. به معنى بها دادن به یکى از اساسی‌ترین ارزش‌هاى انسانى یعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محیط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت می‌برند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که توقف کنیم و درباره این که چگونه شرکت‌ها به تولید محصولاتى با کیفیت بهتر، در یک محیط آرامتر و بی‌شتاب و با بهره‌ورى بیشتر نیاز دارند، فکر کنیم.


بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر زمان می‌گذرانیم امّا تنها هنگامى به آن می‌رسیم که بر اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم.


بسیارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آینده هستیم که زندگى خود در حال حاضر، یعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش می‌کنیم.


همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چکار می‌کنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگى کنیم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چیزى است که براى تو اتفاق می‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ریزی‌هاى دیگرى هستى.


به شما به خاطر این که تا پایان این مطلب را خواندید تبریک می‌گوئیم. بسیارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها می‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!

7‌ ‌راز جهاني افراد خوش شانس!

اغلب يك ايده مناسب كه منجر به يك شانس خوب مي‌شود، به خاطر ناراضي ‌بودن ديگران از شرايط، در ذهن شما شكل مي‌گيرد.‌

 
آفتاب یزد:  همگي ما افرادي را ديده‌ايم كه هميشه خوش‌شانس هستند. اين افراد كساني هستند كه همواره موانع را ‌از پيش‌پا برداشته و بسيار كمتر از ديگران نااميد مي‌شوند و به نظر مي‌رسد كه موفقيت، راحت‌تر به سمت ‌آنها مي‌آيد. گويي موقعيت‌هاي خوب مرتبا به آنها روي مي‌آورد البته آنها سخت كار مي‌كنند، اما اين توضيح ‌كاملي در مقابل رفتار روزگار با آنها نيست، چراكه خيلي از مواقع به نظر مي‌رسد كه لياقت و شايستگي يك ‌سري افراد ديگر از آنها بيشتر است. ‌شايد برخي تصور كنند كه اين افراد از بدو تولد به اصطلاح "پيشاني‌نوشتشان" خوب بوده، اما ‌خوشحال باشيد چراكه چنين چيزي صحت ندارد و سرنوشت كسي از بدو تولد رقم نمي‌خورد بلكه ‌افراد خوش‌اقبال تنها 7 راز ساده دارند كه شما هم مي‌توانيد آنها را در زندگي خود به كار ببنديد و شانس و ‌اقبال را در زندگي تجربه كنيد.

راز اول: افراد خوش‌اقبال به شانس اعتقادي ندارند! اخيرا محققي با 10 تاجر موفق به منظور تاليف ‌كتابي درخصوص "نقش شانس در موفقيت" مصاحبه كرد. تقريبا هيچ يك از آنها به شانس اعتقادي ‌نداشتند، بلكه تنها راجع به جرياني از اتفاقات غيرمنتظره صحبت مي‌كردند كه به صورت روزمره در زندگي آنها ‌رخ مي‌دهد. به نظر مي‌رسيد كه آنها دوست نداشتند از كلمه "شانس" استفاده كنند چراكه در اين صورت ‌راهي براي كنترل آن وجود ندارد، اما آنها ياد گرفته‌اند كه كنترل اين جريان غيرمنتظره ممكن است. مهم ‌نيست كه اين جريان را چه مي‌ناميد بلكه مهم اين است كه اين جريان براي شما هم رخ دهد.‌

‌ راز دوم: اتفاقات بد براي آنها هم رخ مي‌دهد. چند راه براي خوش‌شانس بودن وجود دارد. مفيدترين و ‌معمول‌ترين راه، يافتن فرصت در درون مشكلات است. هميشه در دل مشكلات، معجزه‌اي وجود ‌دارد. همه شانس‌هاي ‌بزرگ در حل مشكلات بزرگ نهفته هستند. به نظر مي‌رسد كه تشخيص مشكلات و نيازهاي اساسي و ‌تبديل آنها به يك فرصت بهترين تعريف براي شانس باشد.

راز سوم: بيشتر افراد به خاطر ترس از شكست، كار را رها مي‌كنند. اگر ندانيد كه درصد موفق ‌شدنتان چقدر است تا چه حد حاضر به شروع يك كار و ادامه آن هستيد؟ خيلي از مواقع رخ مي‌دهد كه ‌برخي چيزهايي كه ما از آنها به عنوان شكست ياد مي‌كنيم در واقع زود رها كردن آن كار بوده است. قبل از ‌اينكه واقعا شكست بخوريم در اكثر مواقع ما به قدر كافي تلاش نمي‌كنيم و هرگز در كل زندگي‌مان ‌شكست واقعي را متحمل نمي‌شويم، فقط كار را زود رها مي‌كنيم و به تلاش خود ادامه نمي‌دهيم.آيا با ادامه تلاش و نترسيدن از شكست احتمالي، ‌امكان موفقيت بيشتر نمي‌شد؟ مطمئن باشيد كه با اين طرز تفكر، زندگي‌تان شروع به تغيير مي‌كند و درصد ‌موفقيت‌تان بالا مي‌رود و بالطبع شانس‌تان بيشتر مي‌شود.‌

راز چهارم : شرط‌بندي روي بازنده‌ها، شما را بازنده مي‌كند.افراد خوش‌شانس دوردست‌ها را ديده و ‌شرط‌بندي مي‌كنند؛ اما يك شرط‌بندي حساب شده! اين افراد، محكم و سرسخت هستند اما مي‌دانند كه ‌چگونه بايد موقعيت‌ها را تشخيص داده و طبقه‌بندي كنند.چه چيزي يك موقعيت خوب را مي‌سازد؟ اول بايد ببينيد كه كارتان باعث يك مشكل شايع و گسترده مي‌شود؟ ‌دوم اينكه آيا افرادي كه آن مشكل را دارند حاضرند پول كافي براي حل مشكل‌ خود‌ بپردازند؟ ‌سوم اينكه آيا ارتباط با افرادي كه آن مشكل خاص را دارند راحت است؟ ‌چهارم اينكه آيا راه‌حل مورد نظر واقعا مفيد است؟اگر نتوانستيد به تمامي اين سوال‌ها پاسخ دهيد بايد ‌بدانيد كه خواهيد باخت و شانس به شما روي نخواهد آورد‌.

راز پنجم: بهترين موقعيت‌ها و شانس‌ها از طريق ديگران به شخص روي مي‌آورند. شانس خوب ‌تقريبا هرگز در تنهايي به سراغ ما نمي‌آيد. مطمئنا تعداد زيادي از مردم مقدار قابل‌توجهي پول را در خيابان يا ‌در باغچه حياط‌شان پيدا نمي‌كنند يا در قرعه‌كشي‌ها برنده نمي‌شوند. در عوض، شانس اغلب در قالب ‌فرصت به افراد روي مي‌آورد. اغلب يك ايده مناسب كه منجر به يك شانس خوب مي‌شود، به خاطر ناراضي ‌بودن ديگران از شرايط، در ذهن شما شكل مي‌گيرد.‌

راز ششم: شانس خوب به سراغ كساني مي‌رود كه آمادگي لازم را دارند. فرض كنيد كه شما به ‌عنوان يك بازيگر آماتور در يك تئاتر محلي مشغول به نقش آفريني هستيد. يك توليد‌كننده بزرگ سينما بر ‌حسب يك اتفاق تصميم مي‌گيرد كه به ديدن نمايش شما بيايد و بعد چيز خاصي را در بازي شما كشف ‌مي‌كند كه منجر به قرار ملاقات با شما و سپس پيشنهاد يك تست سينمايي مي‌شود. آيا شما براي يك ‌چنين موقعيتي آماده شده، تحصيل‌كرده يا مهارت خاصي را آموخته بوديد؟ نه؛ شما تنها مسيري را آغاز كرده ‌بوديد. اگر شما كاري را آغاز كنيد احتمال اينكه آن را خوب انجام دهيد وجود دارد. در واقع شما يك گام به ‌سمت روياهايتان برداشته‌ايد. اما اگر اين كار را آغاز نمي‌كرديد، خوب موقعيت‌هاي بعدي هم مسلما برايتان ‌رخ نمي‌داد.‌

راز هفتم: شما هم مي‌‌توانيد چيزهاي خوب را جذب كنيد.تمام حرف سر اين مطلب است كه سعي ‌كنيد در درون حوادث بد، فرصت‌ها را بيابيد و مهارت‌هايتان را بهبود دهيد. همه افراد موفق، همواره روي آنچه ‌مي‌خواهند تمركز مي‌كنند و با تلاش زياد به آنچه مي‌خواهند مي‌رسند، بنابراين موفقيت و شانس‌شان ‌تصادفي نيست. اكثر افراد موفق، صبح‌ها كه از خواب بيدار مي‌شوند چند دقيقه را صرف فكر كردن به اهداف ‌و ارزش‌هايشان مي‌كنند. سعي كنيد مسئوليت موارد بد و نامطلوب در زندگي خود را بر عهده بگيريد. اگر ‌اكنون درموقعيت ناراحت‌كننده‌اي به سر مي‌بريد هرگز توان تغيير آن را نخواهيد داشت مگر اينكه واقعيت‌ را ‌بپذيريد كه اتفاقات بد ايجاد شده را، شما خلق كرد‌ه‌ايد. به خود بقبولانيد كه شما هم مشكلاتي را ايجاد ‌مي‌كنيد، در اين هنگام است كه شما مي‌توانيد آن شرايط را تغيير دهيد.

روش هاي مختلف دم كردن قهوه

روش هاي مختلف دم كردن قهوه

نوشيدني قهوه نوعي نوشيدني گرم است كه از دانه برشته شده قهوه كه از گياه قهوه بدست مي آيد، تهيه مي شود.
اين نوع نوشيدني همچون چاي، جايگاه خاصي در انواع نوشيدني هاي گرم دارد. با اضافه نمودن مواد مختلف به نوشيدني قهوه و همچنين با روش هاي مختلف دم كردن آن، انواع متفاوتي از اين نوع نوشيدني را تهيه مي كنند.

روش هاي مختلف دم كردن قهوه
براي تهيه نوشيدني قهوه، قهوه را مي توان به صورت هاي مختلف دم كرد. تمام اين روش ها را به چهار دسته كلي تقسيم بندي نموده اند كه تفاوت اين روش ها تنها به اين نكته بستگي دارد كه چگونه آب را به قهوه اضافه مي كنند.

جوشاندن
يكي از روش هاي قديمي دم كردن قهوه كه هنوز در خاور ميانه، آفريقاي شمالي، تركيه و يونان به كار مي رود، اين است كه قهوه را به همراه آب، داخل قوري مي ريزند و اجازه مي دهند كه آرام به جوش آيد. اين نوع قهوه را گاهي شيرين مصرف مي كنند. براي اين كارچند حبه قند داخل قوري مي ريزند و مي گذارند تا همراه قهوه به جوش آيد. گاهي به اين قهوه هل هم اضافه مي كنند.

قهوه ترك به اين روش تهيه مي شود. قهوه بدست آمده، نوشيدني غليظي است كه رويش كف دارد و پودر قهوه هم در ته فنجان، ته نشين شده است.

تحت فشار قرار دادن
قهوه اسپرسو ، با تحت فشار قرار دادن آب داغ تهيه مي شود. اين روش براي تهيه انواع نوشيدني هاي قهوه به كار مي رود. قهوه اسپرسو طعم متمايزي داشته و به علاوه رويش ماده خامه مانندي جمع مي شود.

در اين روش از نوعي قوري كه سه بخش دارد استفاده مي كنند. در قسمت پاييني، آب مي ريزند. پس از آن كه آب به جوش مي آيد، با فشار وارد قسمت مياني مي شود كه پودر قهوه در آن قسمت قرار دارد. در نهايت، نوشيدني قهوه در قسمت بالايي قوري جمع مي شود. معمولاً قوري را روي گاز مي گذارند تا عمليات تهيه قهوه صورت گيرد.

كمك گرفتن از نيروي جاذبه
روشي ديگر براي تهيه ي نوشيدني قهوه، قرار دادن پودر قهوه داخل يك صافي است كه آب جوش قطره قطره روي قهوه مي چكد. طعم اين قهوه به ميزان آب و قهوه بسيار بستگي دارد. اما كلاً طعم قهوه اسپرسو از اين قهوه بهتر است. در اين روش با استفاده از نيروي جاذبه، آب از ميان پودر قهوه عبور مي كند و قهوه خوش طعمي را ايجاد مي نمايد.

خيس كردن
در اين روش از استوانه اي شيشه اي كه داراي پيستون صافي داري است استفاده مي كنند. قهوه و آب جوش در استوانه با هم مخلوط مي شوند (معمولاً به مدت چند دقيقه) قبل از آن كه پيستون كه به شكل فويل است، پايين بيايد. در اين هنگام نوشيدني قهوه در قسمت بالايي آماده ريختن است.

قهوه هاي كيسه اي نسبت به چاي كيسه اي كمياب ترند. اين امر به دليل آن است كه در تهيه ي قهوه كيسه اي بايد مقدار زيادي قهوه آسياب شده (نسبت به چاي به كار رفته در چاي كيسه اي) به كار برد كه از نظر اقتصادي براي توليد كنندگان اين محصولات، با صرفه نمي باشد.

در تمام اين روش ها از مخلوط آب جوش با قهوه آسياب شده (دانه قهوه اي كه برشته و آسياب شده است) استفاده مي شود. پودر قهوه يا پشت صافي باقي مي ماند يا همراه نوشيدني داخل فنجان ريخته مي شود. ميزان ريز بودن دانه قهوه بستگي به نوع نوشيدني دارد كه قرار است با آن تهيه شود.

دستگاه هاي برقي تهيه قهوه، آب را جوش مي آورند و سپس مواد لازم را بدون اين كه لازم باشد انسان كمك زيادي كند، با هم مخلوط مي كنند. اين دستگاه ها بر اساس برنامه زمان بندي خاصي عمل مي كنند. افرادي كه در تهيه نوشيدني قهوه مهارت دارند، دانه هاي سبز قهوه خام و دم كردن آنها به روش سنتي را ترجيح مي دهند.

انواع نوشيدني قهوه
قهوه تلخ: نوعي قهوه ي دم كرده است كه بدون شكر، شير و ديگر مواد افزودني مصرف مي شود.

شير قهوه: قهوه اي است كه پس از تهيه ي آن، شير و گاهي شكر اضافه مي كنند.

كاپوچينو: نوعي اسپرسو است كه با شير كف كرده و گاهي شكر و كاكائو تهيه مي شود.

قهوه معطر: در برخي كشورها، به نوشيدني قهوه مواد مختلفي اضافه مي نمايند. شكلات يكي از مرسوم ترين اين مواد است كه يا روي قهوه آماده شده مي پاشند يا همراه با قهوه هنگام دم كردن، مخلوط مي كنند. البته از برخي ادويه جات از جمله دارچين، جوز هندي، هل و.. هم براي معطر نمودن قهوه استفاده مي كنند.

قهوه يوناني يا قهوه ترك: اين نوع قهوه را با جوشاندن پودر بسيار ريز قهوه در آب تهيه مي كنند. اين نوع قهوه را داخل قوري مسي كه دسته بلندي دارد و سر آن باز است درست مي كنند. زماني كه قهوه را داخل فنجان مي ريزند، صافي نمي گذارند و بنابراين، پودر قهوه كه ديگر به تفاله قهوه تبديل شده است هم داخل فنجان مي ريزد. معمولاً فنجان را تا مدتي حركت نمي دهند تا اين پودر قهوه كاملاً ته نشين شود. گاهي به اين نوع قهوه ادويه و شكر هم اضافه مي كنند.

قهوه فوري
قهوه فوري پودري است كه قابل حل شدن در آب يا شير مي باشد. اين نوع قهوه به روشي بسيار متفاوت از قهوه هايي كه در بالا در موردشان توضيح داده شد، تهيه مي شوند. البته اين نوع قهوه مسلماً طعم قهوه هايي كه براي درست كردن آنها زمان صرف مي شود، را ندارد. برخي اين نوشيدني را غير قابل تحمل به شمار مي آورند و بعضي عقيده دارند كه جانشين خوبي براي نوشيدني قهوه واقعي است. برخي هم اعتقاد دارند كه اين نوشيدني، اصلاً قهوه نيست و نوعي نوشيدني خاص خود مي باشد.

جنبه هاي اجتماعي نوشيدني قهوه
كشورهاي آمريكا، آلمان و فنلاند به ترتيب، بيشترين ميزان مصرف قهوه را دارند. در كانادا و اروپا هم اين نوشيدني رايج است و بسياري از رستوران ها تخصص ويژه اي در تهيه ي اين نوشيدني دارند.
در اين رستوران ها چاي، انواع ساندويچ، انواع كيك و كلوچه و ديگر انواع اسنك هم عرضه مي شود. افرادي كه اين نوشيدني را خيلي دوست دارند، معمولاً در پيك نيك ها و يا مسافرت ها قهوه را آماده نموده و داخل فلاسك كه تا مدتها آن را گرم نگه مي دارد با خود مي برند.

در برخي كشورها، مخصوصاً شمال فرانسه، نوشيدني قهوه جايگاه خاصي در عصرانه دارد. افراد، دوستان و افراد فاميل خود را به عصرانه دعوت مي كنند و به عنوان عصرانه، به آنها قهوه با كيك مي دهند. معمولاً اين كيك ها را خانم ها خود در خانه تهيه مي كنند.البته از قهوه در وعده صبحانه هم بسيار زياد استفاده مي كنند.

مواد محرك موجود در قهوه
همان طور كه مي دانيد، قهوه داراي كافئين بوده كه نوعي ماده محرك محسوب مي شود. بنابراين معمولاً براي صبحانه و هنگام كار، از اين نوع نوشيدني استفاده مي كنند (چون كافئين خاصيت از بين بردن حالت خواب آلودگي دارد). دانش آموزان و دانشجويان هم در شب هاي امتحانات، از اين نوشيدني استفاده مي كنند كه قدرت تمركزشان بالا رود. كارمندان هم وقتي خسته مي شوند و احساس مي كنند كه براي ادامه كار ديگر انرژي ندارند، با خوردن يك فنجان قهوه انرژي خود را باز مي يابند.

قهوه بدون كافئين، نوعي قهوه است كه كافئين موجود در آن را با استفاده از آب يا يك حلال ديگر، مثلاً تري كلرو اتيلن گرفته اند.

قهوه به عنوان نوعي كود
تفاله نوشيدني قهوه كود خوبي محسوب مي شود، چون ميزان نيتروژن آن بسيار بالاست. نيتروژن بخش عمده RNA و DNA و همچنين پروتئين را تشكيل مي دهد كه گياهان براي رشد خود، به اين مواد نياز اساسي دارند. پودر قهوه پتاسيم، فسفر و بسياري از مواد لازم براي رشد گياه را هم در بر مي گيرد. بسياري از باغبان ها به اين نتيجه رسيده اند كه با اضافه كردن پودر قهوه به خاك، گل هاي رز بزرگ و خوشرنگ مي شوند.

خطر نوشيدن قهوه براي سلامتي كافئين موجود در قهوه مي تواند فرد مصرف كننده را معتاد كند يا احتمال خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي را افزايش دهد. افرادي كه از اين نوشيدني زياد مصرف مي كنند، همگي نوعي حالت عصبي را پس از مصرف زياد قهوه بيان مي كنند. در سال هاي اخير، تحقيقات نشان داده اند كه مصرف چاي، به مراتب كم ضررتر و سالم تر از مصرف قهوه است. البته چاي هم كافئين دارد، اما مقدار اين كافئين كمتر است.

تحقيقات مختلفي در زمينه ضررهاي نوشيدن قهوه صورت گرفته است. براي مثال، تحقيقي كه در فوريه سال 2003 م در كشور دانمارك بر روي 18.478 زن باردار كه ميزان مصرف قهوه آنها در دوران بارداري شان زياد بود صورت گرفت، نشان داد كه احتمال مرده به دنيا آمدن نوزاد در مادراني كه هنگام بارداري قهوه زياد مي نوشيدند (تقريبا 4 تا 7 فنجان در روز) بسيار بيشتر از مادراني است كه از اين نوشيدني خيلي كم استفاده مي كنند.

تحقيقي كه در سال 2004 انجام شد نشان داد كه مصرف بيش از يك فنجان قهوه در روز، سبب افزايش التهاب و حالت برافروختگي مي شود. در نتيجه اين حالت، مصرف قهوه تأثير مضاعفي بر عروق قلبي مي گذارد.

دانستني هايي درباره عطر و ادكلن

دانستني هايي درباره عطر و ادكلن

فارس: در قرن 18 با ساخت ادكلن (Eau de cologne) انقلابي در صنعت عطر سازي به وقوع پيوست. ادكلن كه در آن زمان تركيبي بود از گياهان رزماري، نارنج و ليمو موارد استفاده فراواني داشت.

قرن ها پيش از اين، عطر به عنوان ماده اي براي خوشبو كردن محيط در مراسم مذهبي مصريان سوزانده مي شد. در آن زمان استفاده از اين مواد خوشبو تنها به آيين ها و تشريفات مذهبي اختصاص داشتند اما به تدريج از اين مواد براي ساختن پماد جهت تسكين و درمان زخم هاي پوستي نيز استفاده شد.

در طول قرن هفدهم، استفاده از بوي خوش و عطر كاملا در بين مردم رايج شد. دستكش هاي معطر در فرانسه به بازار آمد و در سال 1656 بود كه اولين صنف سازندگان عطر تاسيس شد.

استفاده از عطر در كشور فرانسه بيش از ساير نقاط جهان به سرعت افزايش پيدا كرد.

در قرن 18 با ساخت ادكلن (Eau de cologne) انقلابي در صنعت عطر سازي به وقوع پيوست. ادكلن كه در آن زمان تركيبي بود از گياهان رزماري، نارنج و ليمو موارد استفاده فراواني داشت، از آنجمله مي توان به استفاده از آن براي خوشبو كردن آب حمام ، خوشبو كردن نوشيدني ها و شكر، بعنوان شستشو دهنده و خوشبو كننده دهان، جزئي از مواد سازنده پمادها و ... اشاره كرد.

براي اولين بار در قرن هجدهم، در فرانسه عطر به صورت مايعي درون بطري هاي شيشه اي تزييني به بازار آمد و شيشه هاي عطر كم كم بين مردم محبوبيت پيدا كردند.

در قرن نوزدهم، انقلاب فرانسه ناخواسته باعث شد تا شور و شوق مردم اين كشور براي استفاده از عطر كم شود. اما بعد از گذشت چند سال مردم مجددآ جرات پيدا كردند كه ميل شديدشان را براي استفاده از كالاهاي لوكس، از جمله عطر ابراز كنند.

از آن زمان تا كنون بوهاي جديد در شيشه هاي مخصوص عطر با طرح ها و بسته بندي هاي متنوع به بازار عرضه مي شود.

كار با عطر يك حرفه قديمي است كه نياز به طبع لطيف و مهارت خاصي دارد. يوناني ها و رومي ها نوشيدني هاي خود را با رز و بنفشه معطر مي كردند. اما در هر حال تقطير سيستماتيك عطرها در قرون وسطي به وسيله دانشمندان مسلمان صورت گرفت. تاجرهاي ونيزي ادويه جات و عطرهاي جمع آوري شده از كاروان هاي آسيايي را به وسيله كشتي ها و وسايل حمل و نقل آن زمان در سرتاسر اروپا پخش مي كردند.

اسانس ها بسيار فرارند و از گل، برگ، ميوه و علف ها و ريشه هاي گياهي به دست آمده و در بيشتر موارد از يك قسمت خاص از گياه به دست مي آيند. به عنوان مثال از گل رز، شكوفه هاي نارنج، هسته بادام، برگ آويشن، پوست دارچين، چوب سندل يا سرو و ميوه جوز هندي مي توان نام برد. اين روغن ها از سرتاسر جهان فراهم مي شوند. چوب سندل كه بسيار گران نيز هست از هندوستان، گل هاي رز از بلغارستان، آفريقاي شمالي و فرانسه و ...، نمونه محصولات حيواني نيز مشك (مشك از غده كوچكي در نزديك آلت تناسلي آهوي مشك زاي نر) و بيدستر (بيدستر از ترشحات حيواني شبيه به خز به دست مي آيد) هستند. از آن جا كه تقاضا براي مصرف عصاره ها روز به روز افزايش مي يابد، براي همين عطرهاي صنعتي به طور روزافزوني جاي عطرهاي طبيعي را مي گيرند.

قبل از اين كه يك عطر الكلي در شيشه بسته بندي و به بازار ارايه شود، بايد مدتي نگهداري شود و اين زمان به خاطر آن است كه اگر چربي و يا نوعي از مواد اوليه در عطر وجود داشته باشد، رسوب داده و جدا شود. اين زمان دو ماه به طول مي انجامد. عطرهاي الكلي بهتر است در ظروف شيشه اي نگهداري شوند و از ورود هوا و نور در آنها جلوگيري شود.

مواد سازنده عطر

هر نوع عطر دست‌كم از سه جزء تشكيل يافته است كه فراريت و وزن ‏مولكولي آنها تا حدي باهم تفاوت دارند.

جزء اول
جزء اول كه تاپ نوت ناميده مي شود، فرارترين ماده و مشخصترين بو را در دارا بوده ‏و در توليد عطر كاربرد دارد.‏

جزء دوم
جز دوم كه ميدل نوت ناميده مي شود، كمتر فرار است و عموما عصاره يك ‏گل (بنفشه ، ياس و غيره) است.‏

جزء سوم
آخرين جزء يا اندنوت، كمترين فراريت را دارد و معمولا يك رزين يا پليمر مومي ‏است.‏

سيوتون، اصلي‌ترين سازنده عطر
بيشتر عطرها اجزاي بسياري دارند و از لحاظ شيميايي غالبا مخلوطهاي ‏كمپلكس هستند. با پيشرفت تجزيه مواد عطر طبيعي ، مصرف تركيبات آلي ‏سنتزي خالص كه بوي آنها همانند بوي عطر خاصي مي‌باشد، بسيار ‏معمول شده است. نمونه آن سيوتون ، يك كتون حلقوي است كه از سيويت ‏بدست مي‌آيد. سيويت ، ماده‌اي است كه از غده‌هاي گربه سيويت ترشح ‏مي‌شود.

گربه سيويت، حيواني شبيه به گربه است كه در اتيوپي و افريقاي ‏مركزي يافت مي‌شود.‏ سيوتون در عطر سازي ارزش بسيار دارد. امروزه سيوتون بصورت سنتزي ‏موجود است. براي سنتز سيوتون ، نخست 8 ، هگزادكان ـ1 ، 16، دي ‏كربوكسيليك اسيد تهيه مي‌كنند و سپس آنرا بصورت حلقه در مي‌آورند. يون توريم (Th+4) كاتاليزور بسته شدن اين حلقه است.

سيويت، مانند مشك، مجموعه‌اي از مواد جاذب جنسي است. اين مواد ‏جاذب جنسي در عطرهاي موثر با زيركي بوسيله بوهاي گل و گياهي ‏پوشانده مي‌شوند. جاذبه اوليه از بوي خوش حاصل مي‌شود. اما اثر ‏اساسي ناشي از سيويتون يا مشك است.‏

ساير تركيبات عطر

تركيبات ديگري كه در عطرها بكار مي‌روند، شامل الكلها و استرهايي با وزن ‏مولكولي زيادند. يك نمونه ، ژرانيول (با نقطه جوش‎‎‏ 230 درجه سانتي‌گراد) يك جزء اصلي از ‏روغن ژرانيوم (شمعداني معطر) تركيه‌اي است.‏ استرهاي اين الكل ، براي ساختن ماده معطر سنتزي كه بوي رز دارد، در ‏عطرسازي بكار مي‌رود. مثلا استري كه از واكنش ميان ژرانيول و اسيد فرميك تشكيل مي‌شود، بوي رز دارد.‏

عطرها نوعا 10% تا 25% اسانس عطر و 75% تا 80% الكل و يك ثابت ‏كننده براي نگه داشتن روغن‌هاي اسانسي دارد. عطرها به بيشتر مواد ‏آرايشي افزوده مي‌شوند تا محصول بدست آمده بوي مطلوب داشته باشند؛ ‏اين مواد بوهاي طبيعي و ديگر اجزايي مانند مواد جاذب جنسي را مي‌‏پوشانند. آنها بعلت داشتن الكل ، خاصيت ضدعفوني و باكتري‌كشي ‏ملايمي دارند.‏

نكاتي در ارتباط با عطر و استفاده از آن

فرق بين عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو كلن در چيست؟

فرق اين محصولات تنها در ميزان غلظت عصاره روغني سازنده بوهاي مختلف است. بديهي است هر قدر غلظت عصاره روغني در يك بو بيشتر باشد، ماندگاري اش بيشتر خواهد بود.

غليظ ترين عصاره، عطر يا perfume نام دارد با غلظتي بين 40-15% خالصترين و ماندگارترين بوهاست و در عين حال گرانترين نوع عطر است.

و بعد از آن به ترتيب، Eau de Perfume با غلظتي در حدود 15-7% رايج ترين نوع عطر است كه ماندگاري مناسبي دارد و به گراني عطر هم نيست.
ادو توالت (Eau de Toilette) در حدود 6-1% غلظت داشته بوي ملايمي دارد كه ماندگاري زيادي هم ندارد و براي تمديد بوي آن بايد چندين بار در طول روز از آن استفاده شود.

و آخر از همه ادوكلن (Eau de Cologne) است كه در واقع همان ادو توالت (Eau de Toilette) است، بويي ملايم دارد و ماندگاري اش نيز همان اندازه است.

در After Shave هاي مخصوص آقايان كمترين مقدار عصاره روغني بكار مي رود به همين دليل دوام بويش از بقيه كم تر است.

چرا بعضي از بوها نسبت به بقيه ماندگاري بيشتري دارند؟

اشخاصي كه پوستي چرب دارند معمولا بوي عطرشان نسبت به افرادي كه پوست خشك دارند، ماندگاري بيشتري دارد. زيرا پوست چرب به طور طبيعي مرطوب است و رطوبت باعث نگهداري و ماندگاري بوي عطر مي شود.

چه كنيم تا بوي عطرمان بيشتر بماند؟

همانطور كه گفته شد ماندگاري بوي عطر بسته به خشك يا چرب بودن پوست، اش در افراد مختلف متفاوت است. در صورت امكان در طول روز، عطر خود را تجديد كنيد.

متخصصين توليد محصولات بهداشتي توصيه مي كنند كه عطر را به پشت گوش ها و گردن خود بزنيد و مقدار كمي را هم بر روي پوست بدنتان استفاده كنيد. با اين كار بوي عطر شما پخش مي شود و سريع از بين نمي رود. يك اسپري كوچك روي موها باعث مي شود بوي عطر شما در تمام روز باقي بماند.

چرا همه عطرها الكل دارند؟

زيرا الكل باعث مي شود بو روي پوستتان نمانده و از پوست شما متصاعد شود. بدون وجود الكل در عطر، شما تنها كسي خواهيد بود كه متوجه مي شويد عطر زده ايد.

فرق بين لوسيون و ژل After Shave چيست؟

لوسيون After Shave پوست را مي سوزاند و به بسته شدن منافذ پوست بعد از اصلاح صورت كمك مي كند اما ژل After Shave تنها خنك كننده و تسكين دهنده پوست صورت است.

چه كنيم كه عطرمان ديرتر فاسد شود ؟

شيشه عطر را در محل خشك، خنك و به دور از پنجره و نور خورشيد نگه داريد؛ زيرا نور خورشيد باعث بروز اختلالاتي در مواد تشكيل دهنده عطر شده و آن را از بين مي برد. به طور كلي براي اينكه شيشه عطر عمر بيشتري داشته باشد، پيشنهاد مي شود آن را هميشه درون جعبه اش نگه داريد.

چرا بوي يك نوع عطر در افراد مختلف متفاوت مي باشد؟

تركيب شيميايي بدن, رژيم غذايي و سن اشخاص بر عطري كه به پوست زده مي شود تاثير مي گذارد. در ضمن, عطر داراي بسياري از روغن هاي اسانس دار مي باشد. برخي از روغن هاي اسانس دار تاثير متفاوتي بر روي پوست اشخاص مي گذارد و احتمال دارد كه برخي از آنها جذب پوست بشود. همين مساله باعث مي شود تا بويي از پوست متصاعد شود و در نتيجه بوي عطر نيز متفاوت شود.

عطر را چگونه استفاده مي كنند؟

در كمال تعجب مشاهده مي كنيم كه بسياري از خانمها نمي دانند كه عطر را به كجاي پوست خودشان بزنند. عطر بايد به نقاطي كه داراي نبض است زده بشود. در حقيقت, نقاط داراي نبض, نقاطي هستند كه فاصله رگها از سطح پوست به كمترين حد خود مي رسد و در همين نقاط, رگهاي خوني حرارت بيشتري از خودشان مي دهند كه به صورت يك پمپ كوچك عطر عمل مي كند و بوي عطر نيز بهتر متصاعد مي شود. نقاط داراي نبض عبارت است از : مچ دست, پشت گوش, پشت زانوي پا و پشت آرنج دست قسمت پائين گلو . در ضمن براي اينكه بوي عطر دوام بيشتري داشته باشد, روي مچ هاي پا نيز زده مي شود كه جريان متصاعد شدن عطر را از پائين به بالا امكان پذير مي سازد.

چرا برخي از عطرها گران قيمت هستند؟

عطرها داراي مقدار معيني از مواد تشكيل دهنده طبيعي گران قيمت هستند. براي ساختن 452 گرم روغن گل محمدي, بيش از يك تن گلبرگ گل استفاده مي شود كه سه تا چهار هزار دلار هزينه در بر دارد. همين مساله درباره بسياري از انواع روغن هاي اسانس دار نيز صادق است.

چه مواردي را بايد در نگهداري عطر رعايت كرد؟

عطر, بايد به دور از حرارت يا سرماي بيش از حد نگهداري بشود. در ضمن, در شيشه عطر بايد محكم بسته شود تا از بخار شدن آن جلوگيري گردد. از قرار دادن عطر براي مدت طولاني در برابر تابش نور خورشيد نيز جلوگيري بشود.

آيا عطر مصارف ديگري بجز استفاده آن روي پوست دارد؟

به هنگام استحمام, ميتوان چند قطره از عطر دلخواه را در آب وان ريخت. در ضمن به هنگام شستشوي لباس هاي زير نيز مي توان چند قطره از عطر دلخواه را به آب شستشو ريخت يا آن را روي گل هاي مصنوعي اسپري كرد.

مواد دافع بو

حدود 2 ميليون غده عرق بر سطح بدن دست اندركار تنظيم دماي بدن ‏هستند. اين غده‌ها با ترشح آب كه تبخير آن اثر خنك كنندگي دارد، دماي بدن ‏را تنظيم مي‌كنند. از اين تبخير ، اجزاي جامدي به جاي مي‌ماند كه عمدتا ‏سديم كلريد و مقادير كمتري پروتئين و ديگر مواد مركب آلي است. ‏بوي بدن بيشتر از آمينها و مواد حاصل از هيدروليز روغنهاي چرب (اسيدهاي ‏چرب ، آكروليين و غيره) است كه از بدن و از رشد باكتريايي در باقيمانده ‏حاصل از غده‌هاي عرق گسيل مي يابند. براي آنكه بدن انسان وظايف خود را ‏به خوبي انجام دهد، عمل تعريق هم امري عادي و هم ضروري است. خود ‏عرق كاملا بي بو است، اما محصولات تجزيه باكتريايي چنين نيستند.‏

انواع مواد دافع بو

مواد دافع بو از سه نوع عمده هستند: يك نوع آنها ، بطور مستقيم تعرق را مي‌خشكاند يا بعنوان مواد ‏منقبض‌كننده عمل مي‌كنند. نوع ديگر آنها كه بو دارند و بوي عرق را مي‌پوشانند.

نوع سوم آنها كه تركيبات بودار را با واكنش شيميايي برطرف مي‌كنند. از جمله موادي كه بعنوان قابض عمل مي‌كنند، آلومينيم سولفات ‏آبپوشيده ، كلريد آلومينيم آبپوشيده (‏O‏2‏H‏6 . 3‏AlCl‏) ، آلومينيم كلروهيدرات ( در ‏واقع آلومينيم هيدروكسي كلريد ) و الكلها هستند. ‏

مواد بي‌بو كننده

از جمله مواد مركبي كه بعنوان عوامل بي‌بو كننده عمل مي‌كنند، روي ‏پروكسيد، روغن‌هاي اسانسي و عطرها و انواعي از مواد ضد عفوني كننده ‏ملايم هستند. روي پروكسيد، مواد مركب بودار را با اكسيد كردن آمين‌ها و ‏تركيبات اسيدهاي چرب بر طرف مي‌كند. روغن‌هاي اسانسي، عطرها يا ‏بوها را جذب مي‌كنند يا آنها را مي‌پوشانند و ضدعفوني كننده‌ها معمولا ‏عوامل اكسيد كننده يا كاهنده‌اي هستند كه باكتريهاي ايجاد كننده‌ بو را ‏مي‌كشند.‏

عطر درماني چيست؟

در واقع اين روش درماني جزقديمي ترين درمان هاست. گفته شده كه به طور سنتي مصريان از روغن‌هاي خوشبو براي ماساژودرمان بيماري‌هاي گوناگون نيز استفاده مي‌‌كردند. در دوران شيوع طاعون بسياري از افرادجهت جلوگيري از انتشار اين بيماري روغن‌هاي معطررا مي‌‌سوزاندند زيرا اعتقاد داشتند كه بوي خوش، طاعون را ريشه كن مي‌‌كند.

اين روش از دو طريق عمل مي كند :
روش مستقيم-

تحريك كننده هاي اعصاب بويايي در واقع بوهايي هستند كه كه مي توانند از طريق دستگاه عصبي سبب تحريك شدن و در نتيجه فعال شدن غدد درون ريز شوند كه اين عمل باعث مي شود كه پيك هاي شيميايي-عصبي مانند آذرنالين و ايندورفين و... كه نقش زيادي در تنظيم تعادل بدن دارند ساخته شوند و در نتيجه تعادل در بدن ما ايجاد مي شود و عدم تعادل ها از بين مي رود

روش غير مستقيم-

با استنشاق يك بو مركز حافظه ي بويايي فرد فعال شده . در اين قسمت هربو، همراه با حس ما نسبت به آن بو ذخيره شده (اغلب حالتي كه اولين بار با احساس يك عطر به ما دست داده) . وجود چنين مركزي در مغز سبب مي شود كه يك بو به نظر ما خوب و ديگري بد باشد.

بعد از فعال شدن اين بخش و به دنبال آن، دستگاه ليمبيك پيك هاي شيميايي آزاد مي كند و شما احساسي را پيدا مي كنيد كه اولين بار با رتماس با اين بو پيدا كرده بوديد و در نتيجه ما احساس خوب و يا بد خواهيم داشت و اگر ما براي درمان از مواد معطري استفاده كنيم كه حالتي خوب در بيمار ايجاد كند مي تواند سبب درمان شود. به طور كلي اين درمان روانشناسي و درمان فيزيكي را تواما دارد و با كمك به بدن و ذهن به درمان بيماران كمك مي كند.

چگونه از اين روش استفاده مي شود؟

به اين روش، بهبود با لذت نيز مي توان گفت. زمان خاصي براي استفاده از اين درمان بيان نشده و عطرهاي مورد استفاده را ميتوان به صورت اسپري در محيط زندگي فرد بيمار پخش كرد.
 
براي مثال چند عطر و موارد استفاده آن را معرفي مي كنيم:

اسانس رز:

اين اسانس يكي از اسانس هايي است كه به سختي بدست مي آيد زيرا كه به طور مثال 6 تن گلبرگ رز تنها 1 كيلوگرم اسانس يا روغن معطر مي دهد. با الكل يا حلال ها، عصاره گيري مي شود واين روش دو مزيت دارد يكي اينكه روش ارزاني است و دوما اينكه به بوي گلبرگ تازه نزديك تر خواهد بود.
 
از بوي رز در روان درماني ها استفاده مي شود زيرا كه حس هارموني و امنيت در بدنمان ايجاد مي كند و به ما كمك مي كند تا به غرورمان مسلط شويم. انرژي دوست داشتن در فكر و فعاليت هايمان ايجاد مي كند و در كل به قلب ما انرژي تازه مي بخشد.

از سقط جنين ها جلوگيري مي كند، گرفتگي هاي عضلات و خونريزي ها را متوقف مي كند، مشكلات قائدگي و يائسگي را حل مي كند و بهترين حمابت كننده ي رواني در دوران حاملگي است كه بسيار بهتر از حمابت كننده هاي فيزيكي عمل مي كند.

اسانس ليمو ترش:

اين عطر از پوست ليمو ترش بدست مي آيد .و سبب بهبود قدرت تمركز در افراد و نيرو بخشيدن به فعاليت هاي ذهني وتحريكات عصبي مي شود.

عطر ليمو ترش عطر قابل توصيه براي محيط هاي كار است زيراكه جو محيط كار را آرام مي كند و باعث مي شود كه از اشتباهات انساني پيشگيري شودهمچنين خستگي ، تنبلي و استرس را از بين مي برد و ايجاد ارتباط را در محيط كار آسان تر مي كند.
 
مانند ديگر اعضاي خانواده مركبات، ليمو ترش در ضد عفوني كردن محيط قدرتمند است و در درمان كم خوني، اسهال، فشا رخون بالا، كلسترول بالا، رماتيسم، بي اشتهايي، سردرد ، خارش و آسم موثر است.
اسانس وانيل:

اين اسانس از دانه هاي گياهي كه در ماداگاسكار و اندونزي رشد مي كند گرفته مي شود خاصيت درماني براي پوست دارد به همين دليل در ساخت وسايل آرايشي از آن استفاده مي شود.

از نظرروانشناسي داروي ضد افسردگي است زيراكه با بوييدن عطرآن احساس آرامش در افراد ايجادمي شود.

همچنين از نظر فيزيكي نيز فوايدي را به همراه دارد كه مي تواناز آنها خاصيت ضد درد بودن را نام برد .

بررسيها نشان مي دهد، بوييدن رايحه درخت سدر، گل رز، ياسمن و چوب صندل براي رفع پرخاشگري و ستيزه جويي مناسب است.

انواع مختلف رايحه درماني به شرح زير است:

كمك به افزايش حافظه: انواع مركبات، ريحان، نعناع، پونه وحشي، فلفل قرمز و چوب سر

درمان سردرد: بابونه رومي، انوع اسطوخودوس و رز

رفع اختلالات خلق و خوي: ريحان، شمعداني، گل طاووسي، ياسمن، كاكائو، بابونه رومي، نرگس، انواع رز و اسطوخودوس

رفع استرس و اضطراب: پونه كوهي، انواع بابونه، چوب رز، درخت سدر، دارچين، چوب صندل، ياسمن، لانگ اي لانگ و عطر بركاموت

ضعف مديريتي و عدم توانايي در انجام كارها: پونه، رزماري، بادرنجبويه، انواع نعناع و زنجبيل

درمان كمرويي: روغن ياس، بهارنارنج و مرزنگوش

شك و ترديد: ليمو، گريپ فروت، انواع نعناع و چوب سرو

رفع استرس و كابوس شبانه: بابونه رومي، اسطوخودوس، انواع رز، چوب صندل و بهارنارنج

درمان وسواس: بابونه رومي، بهارنارنج و زنبق

كاهش علايم افسردگي: بابونه رومي، ريحان، شمعداني، گريپ فروت، انواع اسطوخودوس، مليسا و بهارنارنج

كاهش حواس پرتي: عطر ليمو، ريحان و مليسا

رفع افسردگي پس از زايمان: رز، چوب صندل و بهارنارنج

چه عطري براي چه فصلي مناسب است؟

در ميان رايحه ها بيش از هر چيز رايحه پرتقال، بهارنارنج، درخت كاج، چوب صندل و نعناع به دليل خنك بودن، حس تازگي به به انسان منتقل مي كنند و براي تابستان پيشنهاد مي شود.

با اينكه بر روي شيشه عطر و ادوكلنها هيچ اثري از نوع تركيبات معطر آن ديده نمي شود، ولي شناسايي ويژگيهاي روغنهاي معطر كمك بزرگي به خريد عطر متناسب با سليقه فرد مي كند. به نظر مي رسد اين موضوع براي آنان كه هنوز نمي دانند چه عطري مناسب دوستان و اطرافيانشان است، بسيار جالب باشد.

رز: به طور كلي افرادي كه اين رايحه را مي پسندند، بسيار عاشق پيشه بوده و از حس زنانگي بالايي برخوردارند.

زنبق: رايحه اي جادو كننده كه نماد پاكدامني و عفاف است. افرادي كه رايحه زنبق را مي پسندند، افرادي جرأتمند محسوب مي شوند.

ياسمن: بوي ياسمن مناسب افرادي است كه از اعتماد به نفس بالا برخوردارند و البته بر عكس علاقه مندان به «رز» كه بيشتر تمايل به احساسات زنانه را از خود نشان مي دهند، دوستداران رايحه ياسمن تمايلات مردانه دارند و اين را از نحوه آرايش مو، لباس پوشيدن و طرز گفتارشان مي توان فهميد. حتم داشته باشيد بيشتر آدمهاي با اراده عطري با رايحه ياسمن را انتخاب مي كنند.

ميخك: بويي تند و تيز دارد؛ مثل ادويه و جزو رايحه هاي «spicg» شمرده مي شود.

ريحان: بوي گرم دارد و به يادآوري خاطرات كمك مي كند و باعث هماهنگي بين روح و جسم مي شود، به همين دليل صلح و آرامش را به ارمغان مي آورد.

چوب صندل: رايحه شيرين دارد و مورد توجه آقايان بوده و باعث تعادل بين روح و جسم مي شود و به كنترل هيجانات دروني نيز كمك مي كند.

نعناع: بوي خنك و تر و تازه نعناع باعث جلاي مغز مي شود. بسيار پرطراوت براي آدمهاي عصبي و گرمايي است. براي آدمهايي كه حواس پرت هستند جزو بهترين داروهاي «آروماتراپي» محسوب مي شود.

مليساي هندي: عطري بسيار خنك كه رايحه ليمو نيز در آن استشمام مي شود. به درمان اختلالات عصبي كمك مي كند و از تنش و افسردگي مي كاهد. مليساي هندي عطري خنك در تابستان بويژه براي آنهايي است كه رانندگي مي كنند يا پشت ميز مي نشينند.

مشك: رايحه اي كه بيشتر در ادوكلنها يافت مي شود و حس اعتماد به نفس را تقويت مي كند.

كندر: بويي گرم و شيرين دارد و نقش فراواني در آرام سازي مغز ايفا مي كند. كندر بهترين رايحه اي است كه در زمان مراقبه و مديتيشن پيشنهاد مي شود.

چند نكته درباره خريد عطر

خريد «عطر» به دليل هزينه نسبتاً سنگيني كه در بردارد براي همه مقدور نيست در حالي كه نوع ملايمتر و كم دوامتر آن با نامهاي اسپري و ادوكلن به بهاي ارزانتري به فروش مي رسد.

استفاده از ادوكلن و اسپري براي روز، بويژه روزهاي گرم بهتر است؛ زيرا عطر ملايمتري دارد. اسپري را از نوع عطري كه انتخاب كرده ايد، مي توانيد تهيه كنيد؛ چون از هر نوع اسانس عطر، اسپري آن هم موجود است.

نكته اي كه لازم به يادآوري است، اينكه عطر را نبايد به دليل گرانتر بودن يا مد روز بودن و يا تازگي نوع آن انتخاب كرد، چون عطر به هيچ يك از اين مسائل ارتباطي ندارد و تنها چيزي كه در انتخاب آن مهم است و بايد مورد توجه قرار گيرد، نوع پوست شما مي باشد؛ زيرا يك نوع عطر روي پوستهاي مختلف، بوهاي متفاوتي دارد.
بنابراين به جاي اينكه ببينيم ديگران از چه عطرهايي استفاده مي كنند و يا گرانترين و تازه ترين عطري كه به بازار آمده، كدام است، بهتر است عطر را روي پوستمان آزمايش كنيم تا بتوانيم درباره آن داوري درستي داشته باشيم. براي آزمايش و انتخاب عطر، مقدار كمي از آن را روي مچ دست در ناحيه نبض بماليد، چند لحظه صبر كنيد و سپس آن را ببوييد، در آن زمان مي توانيد تصميم بگيريد. اگر بوي عطر با پوستتان هماهنگ است، ولي مي خواهيد ملايمتر و يا ارزانتر باشد، اسانس، اسپري يا ادوكلن آن را تهيه و استفاده كنيد.

انواع عطر

عطرهاي سرد

اين قبيل عطرها معمولاً بوي تميزي، جواني، و انرژي مي دهند. درون مايه رايحه اين قبيل عطرها بوي اقيانوس ها را در ذهن زنده مي كند. در اسم چنين عطرهايي اغلب نام "آب " ، "يخ " ، "باران " ، و يا "خنك " به كار مي رود و معمولاً در شيشه هاي آبي توليد شده و جعبه هاي بسته بندي آنها نيز به رنگ آبي انتخاب مي شوند. خانواده اين قبيل عطرها بيشتر براي خانم هاي فعال و ورزش دوست پيشنهاد مي شود. از مشهورترين انواع اين عطرها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
Issey Miyake L'Eau de Issey
Bulgari Blu Notte
Marc Jacobs Rain
Giorgio Armani Acqua di Gio
Davidoff Cool Wate

عطرهاي ميوه اي

رايحه اين نوع عطرها در لطافت و انرژي كمي شبيه به رايحه عطرهاي خنك است با اين تفاوت كه قدري شيريني نيز در آن احساس مي شود. درون مايه اصلي اين قبيل عطرها معمولاً دربردارنده رايحه مركبات است مانند ليمو، پرتقال، و گريپ فرود. البته برخي از انواع عطرهايي كه در اين گروه جاي مي گيرند بوي سيب، انگور، گيلاس، هلو، و تمشك مي دهند. خانم هايي كه اين قبيل بوها را دوست دارند معمولاً خوش بين و خوش مشرب بوده، و به راحتي مي توانند با ديگران ارتباط برقرار كنند. از جمله معروف ترين عطرهاي ميوه اي كه اين روزها از طرفدارهاي زيادي برخوردار هستند عبارتند از:
Fresh Sugar
Acqua di Parma Colonia,
L.A.M.B. by Gwen Stefani
Cartier Eau de Cartier

عطرهاي گلي

خيلي راحت مي توانيد بوي اين قبيل عطرها را تشخيص دهيد. بوي يك يا دو گل در آنها به راحتي قابل تشخيص است. درون مايه اصلي اين نوع عطرها دربردارنده رايحه گل هاي مختلفي نظير: رز، ياسمن، ياس، و مريم است. اين قبيل عطرها مختص خانم هاي رمانتيك با روحيه زنانه است. اغلب خانم ها نسبت به اين نوع عطرها علاقه خاصي دارند و مي توان گفت كه اين گروه از جمله محبوب ترين عطرهاي انتخابي توسط بانوان است. از جمله معروف ترين عطرهايي اين گروه نيز ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
Dior J'Adore
Stella McCartney Stella
Yves Saint Laurent Baby Doll
Salvatore Ferragamo Incanto Charms

عطرهاي خوراكي

اين قبيل عطرها بوي مواد غذايي مي دهند. اين گروه نسبت به گروه هاي ديگر قدمت كمتري دارد و تازه چند سال است كه به بازار عرضه مي شود. درون مايه اصلي بوي اين عطرها، رايحه شكلات و وانيل را در بر دارد. اين قبيل عطرها معمولاً براي خانم هاي خونگرم، مهربان و خانواده دوست پيشنهاد مي شود. چند نمونه از محبوب ترين عطرهاي خوراكي عبارتند از:
Aquolina Chocolovers
Thierry Mugler Angel
Britney Spears Fantasy
Comptoir Sud Pacifique Vanille Abricot

عطرهاي شرقي

اين قبيل عطرها داراي رايحه اي گرم، تند و معطر هستند. درون مايه ي اصلي اين عطرها بوي دارچين و عنبر مي دهد. اين قبيل عطرها معمولاً مورد انتخاب خانم هايي قرار مي گيرند كه در عين سادگي بسيار اصيل مي باشند، فريبنده و جذاب هستند، تمايل به نمايش دادن خود دارند و بدشان نمي آيد كه مركز توجه جمع قرار بگيرند. از جمله معروف ترين عطرهايي كه مي توان در اين گروه جاي داد مي توان به موارد زير اشاره كرد:
Yves Saint Laurent Opium
Guerlain Shalimar
Calvin Klein Obsession

عطرهاي چوبي

اين عطرها هم مانند عطرهاي شرقي بوي تندي دارند اما قدري ملايم تر، دلپذير تز و جاافتاده تر هستند. درون مايه بوي اين عطرها رايحه چوب، خزه، صندل، سدر، و نعناع را در بر دارد. عطرهايي كه در اين گروه جاي مي گيرند مي توانند اغلب هم مورد استفاده خانم ها قرار بگيرند و هم آقايون. خانم هايي كه تمايل به استفاده از عطرهاي با رايحه چوب دارند عموماً سرزنده، آزاد منش، و خاكي هستند. از جمله محبوب ترين عطرهاي چوبي كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرد عبارتند از:
Gucci Rush
Fendi Palazzo
Miss Boucheron

عطرهاي زمستاني

گاهي اوقات زمستان مي تواند خشن و بي رحم باشد و به پوست شما آسيب وارد كرده و سلامت كلي بدنتان را با مشكل مواجه سازد. خوب مي توانيم به راحتي و با استفاده از عطرهاي مخصوص زمستان با رايحه هاي تر و تازه هم خودمان را خوشبو كنيم و هم كاري كنيم تا بدنمان احساس گرماي بيشتري كند. اسپري و عطرهاي مختلفي را مي توان در زمستان استفاده كرد اما بهتر است هر عطري را كه انتخاب مي كنيد از زير گروه عطرهاي چوبي باشد و بوي درخت سرو در خود داشته باشد. بوي چوبي كه در اين نوع عطرها احساس مي شود سبب مي شود كه گرماي بيشتري را احساس كنيد و دماي بدن به طور نرمال بالاتر برود.

عطرهاي گرم

اين عطرها آنقدر خوشبو هستند كه مطمئنم شما حاضريد تشك برقي خودتان را بدهيد تا فقط چند قطره از اين عطر را به شما بدهند.

خودكشي جوان یاسوجی به خاطر "سوسانو"!

 يك جوان ياسوجي به خاطر علاقه به «سوسانو» هنرپيشه زن سريال جومونگ و مخالفت پدرش براي ازدواج با اين زن ، اقدام به خودكشي كرد.
به گزارش دنانيوز، اين جوان كه پس از تماشاي سريال جومونگ بشدت به سوسانو علاقه‌مند شده بود و قصد ازدواج با او را داشت، هنگامي كه خانواده‌اش را از اين تصميم مطلع كرد، با مخالفت آنها روبه‌رو شد.
جوان ياسوجي از پدرش خواست تا با فروش گوسفندانش هزينه سفر وي به كشور كره و يافتن سوسانو را تامين كند و زماني كه متوجه شد خانواده‌اش حاضر به فروش گوسفندان نيستند، با خوردن قرص اقدام به خودكشي كرد.
به دنبال اين ماجرا، والدين جوان عاشق پيشه او را به بيمارستان منتقل كردند و با تلاش پزشكان، او از مرگ حتمي نجات يافت.


پدر اين جوان در ارتباط با اين موضوع گفت: پسرم تصور مي‌كرد براحتي مي‌تواند به كشور كره سفر و با هنرپيشه زن اين سريال ازدواج كند و زماني كه به وي گفتم مبلغ فروش كل گوسفندان كه تمام دارايي من است كمتر از يك ميليون تومان است، او نيز در اقدامي عجيب دست به خودكشي زد و اگر كمي دير به بيمارستان مي‌رسيد،‌ به طور حتم جان خود را از دست مي‌داد.


آخرين خبرها از وضعيت جسماني جوان ياسوجي حاكي است كه حال وي رو به بهبود است و از مرگ حتمي نجات يافته است.

شهر قدس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

قدس
قدس
اطلاعات کلی
نام رسمی: قدس
کشور: ایران
استان: تهران
شهرستان: شهریار
بخش: قدس
نام محلی: قدس
نام‌های قدیمی: قلعه حسن خان
سال شهرشدن: ۱۳۶۸
مردم
جمعیت ۲۲۹٬۳۵۴[۱]
رشد جمعیت: ۸٪
زبان‌های گفتاری: فارسی
مذهب: شیعه
جغرافیای طبیعی
مساحت: ۲۷۰۰ هکتار
اطلاعات شهری
شهردار: یاوند عباسی
پیش‌شماره تلفنی: ۰۲۶۲
وب‌گاه: شهرداری قدس

قُدس یکی از شهرهای استان تهران در ایران است. این شهر مرکز بخش قدس شهرستان شهریار قرار دارد.[۲]

شهر قدس (قلعه حسن خان) یکی از شهر‌های قدیمی استان تهران می‌باشد که با قرار گرفتن این شهر در مسیر جاده قدیم کرج (کیلومتر ۱۷) و موقعیت خوب جغرافیایی و اب و هوای خوب کوهپایه‌ای در این چند سال اخیر میزبان سکونت مهاجرین بسیاری از سایر شهرهای کشور بوده‌است لازم به ذکر است این شهر با دارا بودن معادن و مزارع باغ‌ها و مجتمع‌های صنعتی و قهرمانان ورزشی یکی از شهر‌های مهم کشور به شمار می‌آید.

به دلیل جمعیت زیاد آن که حتی از شهر شهریار که مرکز شهرستان می‌باشد نیز بیشتر است. در سالهای اخیر تلاشهایی برای تبدیل آن به عنوان شهرستان صورت گرفته‌است.

شهرقدس که تا قبل ازتاسیس شهرداری درسال ۱۳۶۸ تحت نام قلعه حسن خان شناخته می‌شد روستای کوچک و قلعه مانندی در حاشیه جنوب غربی تهران و همجواری شهرداری منطقه ۹ و ۱۸ بود. جبهه آن کاووسیه و جبهه غربی آن سرخ حصار قرار داشت.

درسال ۱۳۶۸ مجموعه سه روستای مذکور تحت پوشش خدمات شهرداری قرار گرفت و به نام شهرقدس نام گذاری شد.

شهرقدس درحالیکه پرجمعیت ترین شهر در شهرستان شهریار است ولی مرکزیت سیاسی وخدماتی این شهرستان را عهده دار نیست.

تهران بالاترین سهم مهاجران شهرقدس را داراست.

شهرقدس از رشد روستای قلعه حسن خان وادغام آن با نقاط دیگری مانند سرخ حصار کاووسیه و شهرک بهشتی بوجود آمده‌است. ازاینرو می‌توان دو دوره متمایز را برای تحول کالبدی شهر متصور گردید:

الف- ایجاد بناها ورشد قلعه حسن خان بصورت یک روستا

ب- رشد سریع و بدون وقفه شهر در دو سه دهه اخیر

در مرحله اول قلعه حسن خان از دوقلعه اربابی تشکیل گردیده که بنام مالک آن(حسن خان) نا میده شده‌است وهردو قلعه دروازه بوده‌است (یکی ازدروازه‌های نزدیک مسجد جامع فعلی و دیگر نزدیک میدان اصلی موجود شهر قرار داشته‌است).

مرحله دوم با تاسیس کارگاهها و کارخانجات متعدد درکنار جاده قدیم وکنار راه آهن و بطورکلی شروع رشد سریع تهران درچند دهه اخیر آغازگردید. دراین مرحله با رشد سریع جمعیت منطقه تهران روستای قلعه حسن خان نیز که درفاصله نسبتا کمی از تهران و درنزیکی تعدادی ازاین کارخانجات و کارگاههای قرار گرفته‌است به سرعت رشد نمود.


بررسی تاریخی شهرقدس


از لحاظ تاریخی بخش قدس همان منطقه‌ای است که در گذشته «قلعه حسن خان» نامیده می‌شد. درباره ساخت قلعه مذکور و وجه تسمیه آن گفته می‌شود که در اواخر دوران قاجار یکی از میرشکاران که لقب «امیرتومان» را داشت طی سفری از تهران به کرج منطقه‌ای مستعد و آماده برای عمران و آبادانی را شناسایی کرده و آن را به تصرف خود در آورد. او با اجیر کردن و کوچ مردمانی از اهالی خمسه این سرزمین را در اندک زمانی به منطقه‌ای آباد و سرسبز تبدیل می‌کند و قلعه‌ای مستحکم نیز برپا می‌دارد.

امیرتومان به دلیل علاقه به فرزند ارشدش «حسن خان» قلعه مذکور را «قلعه حسن خان» می‌نامد. امیرتومان صاحب چند فرزند به نام‌های: رضاخان، حسن خان، آقابزرگ خان، موتمرالدوله و سالار همایون بود که آنان پس از مرگ پدر، قلعه حسن خان را بین خود تقسیم کردند و به هر یک از برادران نزدیک یک دانگ رسید. در آن زمان تمام اراضی این قلعه و اطراف آن قابل کشت و زرع بود و کلاً به نواحی: چمن الماس خان، ورامینک، میاندوآب، قلعه سون، اکبر نایب، چنارسوخته و... که مجموعاً ده قطعه بوده تقسیم می‌شد.

هر یک از نواحی دارای قلعه‌ای خاص بود. برسی مدارک تاریخی نشان می‌دهد که در میاندوآب عده‌ای از اعراب ساکن بوده و به پرورش گاومیش اشتغال داشته‌اند.

اراضی قلعه توسط سه قنات بزرگ آبیاری و پرآب آبیاری می‌شد. یکی از آن‌ها قنات بزرگ نام داشت. و مبدا آن تپه و رودخانه‌ای به نام قروق که شاخه‌ای از رود کرج بود. گویا یکی از قنات‌ها که قنات بزرگ نام داشت از تپه‌های سرخه حصار سرچشمه گرفته به سوی قلعه امتداد می‌یافت. آب این قنات حتی به مناطق جنوبی تری چون ورامینک نیز می‌رسید.

علاوه بر فعالیت‌های کشاورزی و باغداری، بخش دیگری از اقتصاد اهالی قلعه حسن خان بر دامپروری استوار بوده‌است. به دنبال تحولات اجتماعی و سیاسی دهه‌های اخیر، افزایش جمعیت و رشد مهاجرت به سوی تهران، امروزه قلعه حسن خان به یکی از مناطق پر جمعیت و متراکم مسکونی حومه تهران تبدیل شده‌است.



امامزادگان ابوالحسن و ابولحسین معروف به امامزاده حضرتین


این دو امامزاده از فرزندان امام موسی کاظم (ع) هستند و بر دو تکه سنگ که در کنار مرقد مطهر این امامزادگان قرار دارد نوشته شده‌است: مرقد مطهر سلاله عصمت و طهارت امامزاده ابوعبدالله الحسین (ع) فرزند موسی درری مرقد مطهر سلاله عصمت و طهارت امامزاده ابوالحسن علی (ع) فرزند محمد درری.


هم اکنون شهر قدس دارای سه دانشگاه می‌باشد که عبارتند از :

۱- دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس

۲- دانشگاه جامع علمی - کاربردی واحد شهر قدس

۳- دانشگاه پیام نور واحد شهر قدس


داستان كوتاه راننده‌ي ماشين جنازه كش

مسافر تاكسي آهسته روي شونه‌ء راننده زد چون مي‌خواست ازش يه سوال بپرسه… راننده جيغ زد، كنترل ماشين رو از دست داد…نزديك بود كه بزنه به يه اتوبوس…از جدول كنار خيابون رفت بالا…نزديك بود كه چپ كنه…اما كنار يه مغازه توي پياده رو متوقف شد… براي چندين ثانيه هيچ حرفي بين راننده و مسافر رد و بدل نشد… سكوت سنگيني حكم فرما بود تا اين كه راننده رو به مسافر كرد و گفت: "هي مرد! ديگه هيچ وقت اين كار رو تكرار نكن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندي!" مسافر عذرخواهي كرد و گفت: "من نمي‌دونستم كه يه ضربه‌ي كوچولو آنقدر تو رو مي‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصير تو نيست…امروز اولين روزيه كه به عنوان يه راننده‌ي تاكسي دارم كار مي‌كنم…

آخه من 25 سال راننده‌ي ماشين جنازه كش بودم…!"

لجباز

زندگی زیباست ............

همسر دوم زن دل‏سوزي بود و براي بازرگان دوست‏داشتني. او در تمام سختي‏ها و مشكلات در كنار شوهرش بود. بازرگان هميشه با او مشورت و درددل مي‎كرد.

در این میان، بازرگان همسر اول‏ش را دوست نداشت. هر چند او از سايرين وفادارتر بود و در ثروتمند شدن و موفقيت بازرگان سهم زيادي داشت ولي چندان مورد توجه شوهرش نبود. با اين همه او بازرگان را از صميم قلب دوست داشت.

سالها گذشت و بازرگان به بستر یماری افتاد که مي دانست بايد در انتظار مرگ باشد و از اینکه تنها میشد، غمگین بود.

همسر چهارم‏ش را صدا كرد و به او گفت: هميشه تو را بسيار دوست داشتم و بهترين‏ها را برايت فراهم كردم. آيا حاضري با من بميري و در جهان پس از مرگ هم همراه و همسر من باشي؟

همسر چهارم پاسخ داد: هرگز! و فوراً از اتاق خارج شد. جواب منفي او مانند خنجري به قلب بازرگان فرو رفت.

سپس همسر سومش را صدا زد و گفت: يادت مي‏آيد چقدر به بودن در كنار تو افتخار مي كردم؟ آيا حاضري با من بميري و در جهان پس از مرگ همراه و همسر من باشي؟ همسر سوم پاسخ داد: چرا بايد با تو بميرم؟ زندگي بسيار لذت‏بخش است. من هم منتظرم تا تو زودتر بميري و دوباره با فرد ديگري ازدواج كنم! قلب بازرگان شكست.

سپس همسر دوم را صدا كرد و به او گفت: تو در همه‏ی سختي‏ها و مشكلات در كنار من بودي. آيا حاضري در جهان پس از مرگ هم در كنارم باشي؟ و او پاسخ داد: خيلي متأسفم كه بيمار شدي و زندگي‏ات رو به پايان است. ولي اين بار نمي‏توانم كمكت كنم. تنها مي‏توانم در مراسم تشييع‏ات شركت كنم و تا قبرستان همراهيت كنم. بعد از آن تو تنها خواهي بود.

بازرگان به شدت تنها و غمگين شده بود. ناگهان صدايي آمد: من حاضرم با تو اين دنيا را ترك كنم و همسر و همنشين تو در جهان پس از مرگ باشم! بازرگان خوب نگاه كرد. همسر اول را در گوشه‏ی اتاق ديد. رنگ صورت همسر اولش زرد بود و به دليل بي‏توجهي هاي او بسيار ضعيف و پريشان به نظر مي‏آمد. بازرگان با خود گفت: اي كاش در طول زندگي‏ام به او بيشتر رسيدگي مي‏كردم، زيرا او هم‏سفر ابدي‏‏‏‏ام خواهد بود!

در واقع همه‏ي ما، مانند بازرگان چهار همسر داريم:

همسر چهارم؛ جسم ماست. بهترين خوراكي‏ها و لباس‏ها را برايش فراهم ميكنيم ولي او بعد از مرگ از بين مي‏رود و ما را هم‏راهي نمي‏كند.

همسر سوم؛ اموال و دارايي‏هايمان است. به آنها افتخار مي‏كنيم و دوست داريم با آنها به بقيه پز دهيم، ولي بعد از مرگ آنها به ديگران به ارث مي‏رسند.

همسر دوم؛ اقوام و آشنايان‏مان اند. هر چقدر هم دلسوز و مهربان باشند، نهايتاً تا مراسم تدفين ما را هم‏راهي مي‏كنند.

همسر اول؛ روحمان است. معمولاً به او توجهي نمي‏كنيم و آن را به حال خود رها مي‏كنيم. ترجيح مي‏دهيم هميشه به فكر رسيدگي به جسم، دارايي‏ها يا نزديكان‏مان باشيم تا به فكر رشد و بالندگي روح‏مان. روح ما هم‏سفر و هم‏نشين ابدي ماست. چقدر خوب است كه در طول زندگي بيشتر از همه به او توجه كنيم، او را پرورش دهيم و قوي كنيم تا در پايان زندگي احساس ضعف و تنهايي نداشته باشيم.

باشد كه به روح‏مان بيش از قبل بها دهيم. باشد كه قلب سليم همراه ما باشد كه سرمايه‎اي جز آن برایمان نخواهد بود.

شهر زير زميني نوش آباد اصفهان

شهر زير زميني(اويي)كه در زير بافت شهر نوش آباد بصورت دست كن ايجاد شده و چندين هزار متر وسعت دارد از عمق 4متري تا عمق 18متري زمين فضاهاي متعددي از جمله اطاق راهرو و چاههاو كانالهاي زيادي براي در امان ماندن از دست اشرار كنده شده است.اين معماري بي نظير با اين شكل ساختاري در جهان منحصر به فرد بوده و تاكنون با توجه به آثار به دست آمده در كاوش هاي باستان شناسي قدمت آن به قبل از اسلام بر مي گردد كه در دوره هاي مختلف تاريخي كاربرد نظامي و دفاعي  داشته است.اين مجموعه به لحاظ سيستم دفاعي و پناهگاهي آن تا سال 1381 هيچ اطلاعات مستندي از آن در دست نبود و به دخمه هاي اسرار آميز شهرت داشت. راههاي ورود به داخل اين مجموعه از طرق مختلف و به شكل مخفي در منازل يا داخل قلعه خشتي در مجاور شهر و يا محلهاي پر جمعيت و داخل كانالهاي  پاياب هايي كه از زير خانه ها و براي گذرآب قنوات ايجاد شده،چاههاي داخل مساجد و باغها و بازارهاو هر جايي كه در زمان حمله دشمن امكان دسترسي سريع و فرار ساكنين را فراهم مي نموده ،ايجاد شده است.در بعضي منازل قديمي كه در قسمت مطبخ خانه آن چاهي براي ورود به اين فضاها حفر نموده و در دهانه چاه را با تنور به طرز ماهرانه اي پوشانده و انتهاي تنور كه در دهانه چاه قرار گرفته را با تابه گلي مسدود و روي تابه را خاكستر ريخته ودر مواقع اضطراري افراد از داخل تنور وارد شهر زير زميني شده و دوباره انتهاي تنور را مسدود به شكلي كه هيچ اثري از ورودي به اويي ها معلوم نمي شود.در طول مسير شهر زير زميني اطاقهايي به ابعاد مختلف براي اسكان موقت حفاري كرده اند.در بدنه اطاقها تعدادي تاقچه مشاهده مي شود.هر اطاق 180سانتي متر ارتفاع دارد.افراد داخل اويي براي استراحت و در امان ماندن از دست دشمن تمهيدات زيادي را به كار بسته اند تا حتي در عمق18 متري زير زمين هم مورد حمله دشمنان قرار نگيرند. اطاقها به شكل تو در تو و با راهروهاي زاويه دار كه ديد مستقيم را با فضاي بعدي از بين مي برد،ساخته شده است. در 20سانتي متري زير سقف و به فاصله 1متر در تمام بدنه اطاقها حفره هايي براي قرار دادن چراغهاي پيه سوز جهت تامين روشنايي فضاها تعبه گرديده است.چندين پيه سوز به دست آمده با قدمت 700سال حكايت از اين ماجرا دارد.در زير سقف راهرو ها و اتاقها آثار لبه تيز كلنگها به خوبي مشاهده مي شود. به لحاظ سختي زمين منطقه ،اين فرضيه را تقويت مي كند كه وسايلي كه براي حفاري استفاده مي كردند،سر آنها از جنس الماس باشد. در بدنه ديوار اطاقها و در بعضي از آنها چاهكهايي مشاهده مي شود كه به سختي مي توان وارد آن شد .كه ارتفاع اين چاهكها 3تا 5متر مي باشد كه راه ارتباطي به طبقات بعدي است.در دهانه هر چاهك تعدادي قلوه سنگ و يك تحته سنگ به اندازه دريچه چاهك قابل رويت است كه در مواقع احساس خطر يا ورود هواي آلوده يا دود به طبقات با تخته سنگ دريچه را مسدود و يا اگر دشمن قصد ورود به فضاها را داشته با سنگها كه حكم وسايل و ابراز دفاعي را مي كرده بر سر مهاجمين مي كوبيدند.راههاي ورودي به طبقات بعدي طوري حفاري شده كه هر كس قصد ورود به فضاها را دارد ناگزير بايد از پايين به بالا حركت كند كه قدرت دفاعي افراد مهاجم را به صفر مي رساندواين ساختار دفاعي به گونه اي است كه تسلط كافي را براي  مقابله با دشمن  فراهم مي كند.هر فضا شامل چندين اطاق و راهرو و توالت مي باشد كه راهروي ورودي به اين فضاها كه براي پناه حداقل 10نفر مي باشد و در وسط راهرو اصلي درست در قسمت پيچ راهرو،سكويي كنده شده كه محل نشستن نگهبان مي باشد.كار نگهبان كنترل خروج و ورود افراد و اعلام خطر و شناسايي دشمن مي باشد .در زماني كه نگهبان در اين قسمت قرار مي گيرد ديگر افراد داخل مجموعه با خاطري آسوده به استراحت مي پردازند تا اينكه اعلام خطري از سوي نگهبان داده شود.كه باز در انتهاي اين مجموعه راهي از طريق چاهكي مخفي براي فرار به طبقات بعدي انديشيده شده است.براي معطل نگه داشتن دشمن و ايجاد ترس و وحشت بر دل دشمنان تله هاي فيزيكي زيادي بر سر راهشان ايجاد مي كردند از جمله اينكه در وسط اطاقها چاههاي بسيار عميقي وجود دارد كه با تخته سنگي  كه در وسط آن دستكهايي قرار دارد و روي آن را باخاك مي پوشاندند  و به لحاظ تاريك بودن فضاو عدم ديد كافي با قرار گرقتن دشمن روي تخته سنگ ،سنگ دوران شده و دشمن را به قعر چاه مي فرستاده.يا اينكه راههاي گريز زيادي را به صورت راهرو پيچ در پيچ ايجاد كرده كه به محض ورود به آن وارد فضاهاي تودرتو شده و دور خود دورزده ديگر مسير اصلي به لحاظ همشكل بودن راهرو ها قابل تشخيص نمي باشدو دشمن را سرگردان مي كردند.با توجه به تو در تو بودن فضاها هيچ گونه مشكل تنفسي احساس نمي شود و اين يكي از شگفتي هاي داخل اين مجموعه مي باشد.افراد تا زماني داخل اويي ها مي ماندند كه از برقراري امنيت داخل شهر اطمينيان حاصل مي كردند.هواي داخل از طريق چاهايي كه به صورت غير مستقيم به سطح زمين مرتبط بوده تامين مي شود.خمره ايي كه هم از داخل هم از بيرون لعاب داده شده و به صورت گلهاي بر جسته و منقوش مي باشد در داخل فضاها كشف شده نشان از آن دارد براي نگهداري روغن چراغ و يا آذوقه كاربرد داشته است.آب مصرفي و شرب ساكنين داخل شهر زير زميني توسط راههاي مخفي كه به پايابهاي مرتبط به رشته قنات ها بوده و از زير زمين مي گذرد تامين مي كردند.اين فضاها نه تنها در سطح زيرين شهر گسترده شده تا حصار بيرون شهر و حتي شهر تاريخي و تالار نياسر راه دارد.راههاي مختلف ديگري به برون شهرنوش آباد از زير زمين مشاهده شده كه به چاههاي داخل قلاع اطراف شهر مرتبط مي باشد. 

سخنان مشاهیر بزرگ جهان درباره زنان

دختران 2 دسته اند : دسته اول آنهایی که زیبا هستند و فورا ازدواج میکنند و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند (شاو)

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید (تواین)

با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد)

کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر)

از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی)

ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید (سامبرست)

زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد (ویکتور هوگو)

بوسه مرد علامت عشق و بوسه زن علامت تسلیم اوست (بال زاگ)

در میان جانوران 3 جانور هستند که اکثر اوقات خود را صرف آرایش میکنند گربه-مگس و زن (شارل بوآیه)

در زندگی یک مرد 2 روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو)

نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی)

هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترغیب کنید (برنارد شاو)

راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد (پوشکین)

مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از 2گوش وارد و از دهان خارج می کنند (برنارد شاو)

زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو)

گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا)

در برخورد با تازه عروس مردها به صورتش نگاه میکنند و خانمها به لباسش (دیکنز)

زنها فقط 2روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ (برنارد شاو)

بهترین سفارش نامه زن، زیبایی اوست که در همانجا قابل قبول است (ارسطو)

زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست (گالیله)

شوهری که بیش ازحد به پاکدامنی زن خود می بالد، احمقی است که بیش ازحد خود را فریب می دهد (لاروشنوکو)

زن، شیطانی است کامل تر و شیطان تر (ویکتور هوگو)

اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است (داوینچی)

اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند (دیکنز)

برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد (اعرابی)

اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدی)

مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو)

و در آخر

ممکن است که از امواج دریا نجات یابید، ولی از دست زنها خیر

Freddie Mercury-The Show Must Go On

Freddie Mercury-The Show Must Go On

فرخ بولسارا (Farrokh Bulsara) که بعد ها نام فردی مرکوری ( Freddie Mercury) را برای خود برگزید، یک خواننده انگلیسی با اصلیت هندی-پارسی به حساب می آید . شاید یکی از دلایل معروفیت وی توانایی صوتی وی در حدود 4 اکتاو ( از E2 تا E6 ) باشد. چون اصلیت پارسی  داشت و در هند بزرگ شده بود اکثرا به وی  Britain’s First Asian Rock star گفته میشد

فردی مرکوری در 1946 در زنزیبار در سواحل تانزانیا بدنیا آمد. خانوتده وی زرتشتی بودند. او یک خواهر کوچکتر به نام کشمیرا دارد. سالهای اولیه تحصیل وی در مدرسه ای در نزدیکی بمبئی گذشت. شاگرد خوبی بود و به خاطر چپ دست بودن در رشته ورزشی بوکس همه از هوک چپش می ترسیدند! در همان دوران پیانو را آموخت و در مدرسه گروهی به نام Hectics راه انداخت. در 17 سالگی خانواده وی به لندن مهاجرت کردند.

تا سال 1970 زندگی وی به تحصیل هنر در دانشگاه ، کارهای معمولی و پیوستن به گروههای موسیقی بود که الیته همه خیلی زود از هم می پاشیدند. او در این زمان بسیار تحت تاثیر موزیکهای جان لنون ، جیمی هندریکس ، Led Zeppelin ، Pink Floyd ، Beatles بود. ضمنا از طرفداران پروپاقرص لیزا مینلی (Liza Minelli ) بود.

 

در سال 1970 فردی به همراه برایان می ( نوازنده گیتار ) و راجر تایلور ( نوازنده درام ) گروه کوین Queen را ناسیس کرد. و این آغاز موفقیت وی بود. فردی مرکوری با گروه Queen بیش از 700 کنسرت در سرتاسر جهان انجام داده است. وی علاوه بر خوانندگی در این گروه پیانو ، گیتار و گاه ساز های دیگر هم میزد و همچنین چندین آهنگ برای گروه ساخته مثل Bohemian Rhapsody ، Seven Seas of Rhye ،  Killer Queen و از همه معروفتر We Are The Champions


گرچه رابطه طولانی مدت وی با دوست دخترش یه نام ماری آستین به خاطر شروع راوبط همجنسگرایانه فردی به هم خورد اما آنها تا آخر عمر فردی  با هم دوست بودند و فردی از وی به عنوان تنها دوست زندگیش نام میبرد.

در دهه 80  فردی  مرتبا به بارهای گی میرفت و با مردان زیادی رابطه های کوتاه مدت داشت. جالب آنست که با تمام این احوالات وی آدم خجالتی بوده و مصاحبه های بسیار کمی هم از وی به جا مانده است.

گرچه به نظر می رسد تشخیص HIV وی در سال 1987 مشخص شد ولی تقریبا تا زمان مرگش این مساله را از دیگران پنهان کرد.

در 22 نوامبر 1991 وی از مدیر برنامه های گروه کوین خواست تا به منزلش بیاید. در همان روز متنی تهیه و در رسانه ها اعلام شد که فردی مرکوری مبتلا به AIDS است. فردای آنروز فردی مرکوری درگذشت. در مراسم به خاک سپاری علاوه بر باقیمانده اعضا گروه، التون جان نیز حضور داشت. فردی مرکوری در وصیت نامه اش اکثر اموالش را به دوست دختر سابقش مری آستین بخشید.

قطعه The Show Must Go On به نظر اکثر طرفداران زیباترین قطعه گروه Queen است. این قطعه 6 هفته قبل از مرگ فردی مرکوری انتشار یافت و اشعار و عنوان آهنگ نمایانگر تلاش فردی مرکوری برای ادامه فعالیت  علی رغم آگاهی از وضعیت سلامتیش و همچنین تصورات وی از مواجهه با مرگ است.

گفت میشود که فردی مرکوری این آهنگ را تنها دریک بار اجرا ضبط کرده است که با توجه به وضعیت بیماری وی ، فوق العاده است.

 

اشعار قطعه به همراه آن موجود است

تصویر بالا مجسمه فردی مرکوری را در سویس نشان میدهد.                                                              

لینک دانلود

Freddie Mercury-The Show Must Go on

 

متن و ترجمه آهنگ:

فضاهای خالی – برای چه زندگی می کنیم؟                           Empty spaces - what are we living for?
مکان های متروک – گمان میکنم نتیجه را میدانیم Abandoned places - I guess we know the score.   .
به پیش و به پیش On and on!                                                                                                              
آیا کسی میداند دنبال چه هستیم؟ Does anybody know what we are looking for?                             

قهرمانی دیگر – یک جنایت بی معنای دیگر Another hero - another mindless crime                            .
درپشت پرده ، درپانتومیم Behind the curtain, in the pantomime                                                        .
صبر کنHold the line !                                                                                                                      !
آیا کسی می خواهد بازهم ادامه دهد؟                                Does anybody want to take it anymore?
نمایش باید ادامه یابد The Show must go on   !                                                                                   !
نمایش باید ادامه یابد The Show must go on   !                                                                                   !
دردرون قلبم می شکند                                                                           Inside my heart is breaking,
دربیرون ممکن است گریم صورتم خراب شود                                            My make-up may be flaking,
اما لبخندم، همچنان، برلبهایم می ماند                                                    But my smile, still, stays on!

هرچه پیش آید، آن را به بخت وامی گزارم Whatever happens, I'll leave it all to chance                       .
یک دل شکستگی دیگر، یک عشق شکست خورده دیگر Another heartache - another failed romance.
به پیش وبه پیش                                                                                                                 On and on!
آیا کسی میداند برای چه زندگی می کنیم؟ Does anybody know what we are living for?                     
گمان میکنم دارم یاد می گیرم                                                                                 I guess i'm learning
اکنون باید گرمترباشم I must be warmer now.                                                                                     .
به زودی پیچ دیگری را پشت سرمیگذارم                               I'll soon be turning round the corner now
بیرون صبح دیگری فرا می رسدOutside the dawn is breaking,                                                             
اما دردرون من ازدرد آزادی به خود می پیچم But inside in the dark I'm aching to be free!                      

نمایش باید ادامه یابدThe Show must go on!                                                                                       !
نمایش باید ادامه یابد The Show must go on!                                                                             ! Yeah!
آه قلبم دردرون می شکند                                                                Ooh! Inside my heart is breaking!
ممکن است گریم صورتم خراب شود                                                         My make-up may be flaking!
اما لبخندم، همچنان، برلبهایم می ماند                                                     But my smile, still, stays on!
Yeah! oh oh oh                                                                                                                                 

روح من چون بال های پروانه نقاشی شده است        My soul is painted like the wings of butterflies ,
افسانه های پریان هرگزنخواهد مرد                       Fairy tales of yesterday, will grow but never die,
دوستان من می توانم پروازکنم I can fly, my friends!                                                                           

نمایش باید ادامه یابد! آری                                                                       The Show must go on! Yeah!
نمایش باید ادامه یابد!                                                                                       The Show must go on!
با نیشخندی دربرابرش خواهم ایستاد I'll face it with a grin!                                                                  
هرگزتسلیم نخواهم شد                                                                                        I'm never giving in!
با ادامه نمایشOn with the show!                                                                                                        

به اوج خواهم رفت                                                                                                         I'll top the bill!
غلبه خواهم کرد I'll overkill!                                                                                                                 
باید اراده ام را استوارکنمI have to find the will to carry on!                                                               
همراه با                                                                                                                          On with the,
همراه با نمایش                                                                                                      On with the show!

نمایش باید ادامه یابدThe Show must go on.                                                                            .


قیمت واقعی خودرو های وارداتی

قيمت واقعي خودروهاي وارداتي

دنياي اقتصاد-مژگان ميرزايي: تردد خودروهاي روز دنيا از سال 83 و با آزادسازي واردات خودرو به كشور، اوج گرفت به طوري كه فاصله عرضه خودروهاي جديد از كشورهاي توليد‌كننده به ايران هم‌اكنون به كمتر از يك ماه رسيده، اين در حالي است كه خيابان‌هاي كشور محل جولان خودروهاي وارداتي شده و هر روز نيز بر آمار اين خودروها در كشور افزوده مي‌شود.

اما قيمت خودروهاي وارداتي در ايران بيش از چندين برابر ساير كشورها و حتي كشورهاي همسايه است و معلوم نيست كه از اين افزايش قيمت دولت سود بيشتري مي‌برد يا واردكننده خودرو. اما آنچه مسلم است مهم‌ترين علت افزايش قيمت، خودرو به تعرفه بالاي در نظر گرفته شده از سوي دولت برمي‌گردد. عامل مذكور موجب شده كه خودروهاي وارداتي با نرخي معادل چندين برابر قيمت خريداري شده از سوي واردكننده در كشور عرضه شود، به همين دليل با قيمت واقعي به دست مصرف‌كننده نمي‌رسد.
در اولين سال آزادسازي واردات خودرو به كشور يعني سال 83، مسوولين تعرفه 120درصدي را براي واردات خودرو در نظر گرفتند و مقرر شد كه سالانه تعرفه واردات خودرو 20درصد كاهش يابد تا بازار داخلي براي ورود به سازمان تجارت جهاني آماده شود؛ اما كاهش 20درصدي تعرفه تنها در سال 84 اعمال شد و پس از آن در فاصله سال‌هاي 84 تا 87 تعرفه واردات تنها 10درصد كاهش يافت؛ چراكه به اعتقاد مسوولين كاهش تعرفه به زيان صنعت خودروسازي كشور است.
اما با وجود آن كه تعرفه واردات طي سه سال گذشته تغيير نكرد سال 87 را مي‌توان بهترين سال براي واردكنندگان خودرو ناميد؛ چراكه طي اين مدت بيش از 48هزار دستگاه خودرو وارد كشور شده كه اين رقم طي چند سال گذشته بي‌سابقه بوده، اما با افزايش حجم واردات خودرو طي شش ماه ابتداي سال جاري دولت به منظور حمايت از صنعت داخلي اخذ عوارض جانبي از خودروهاي وارداتي را در نظر گرفت كه اين امر تعرفه واردات را هم‌اكنون به 110درصد رسانده است.
بر اساس ضوابط جديد شماره‌گذاري خودروهاي وارداتي كه در ابتداي مهر سال جاري از سوي ستاد مديريت حمل‌و‌نقل ابلاغ و اجراي آن از شهريور ماه اجباري شد مقرر گرديد واردكنندگان علاوه بر پرداخت عوارض 90درصدي خودرو هزينه خروج يك تا سه خودروي فرسوده را بر اساس ميزان مصرف سوخت به دولت پرداخت كنند.
بر اساس اين مصوبه براي خودروهاي با مصرف كمتر از شش ليتر خروج يك خودروي فرسوده، خودروهاي با مصرف بيش از 6 ليتر و كمتر از 10 ليتر اسقاط دو خودروي فرسوده و براي خودروهاي با مصرف بيش از 6 ليتر اسقاط سه خودروي فرسوده ضروري شد كه اين امر افزايش يك‌ميليون و 500هزار تا چهارميليون و 500هزار توماني خودروهاي فرسوده را در برداشت.
علاوه بر اين عوارض واردكنندگان ملزم به پرداخت سهم پنج‌درصدي واردات، سهم پنج‌درصدي مصرف‌كننده و هزينه بيمه، شماره‌گذاري، حمل‌و‌نقل و ثبت سفارش هستند.
به عوارض مذكور بايد سود 10درصدي وارد كننده را نيز افزود كه اين عوارض موجب مي‌شود واردكننده 100درصد قيمت خودروي خريداري شده را به دولت پرداخت كند كه اين امر در نهايت افزايش دو برابري خودروهاي وارداتي به كشور را در پي داشته است.
از سوي ديگر همه‌ساله دولت به هنگام ارائه بودجه به مجلس درآمد دولت از واردات خودرو را نيز اعلام مي‌كند كه در سال گذشته درآمد پيش‌بيني شده از سوي دولت 500ميليارد تومان بود كه با توجه به افزايش حجم واردات درآمد مذكور محقق شد كه به همين منظور دولت براي سال آينده درآمد هزار ميلياردي را در نظر گرفته است.
دولت تاثيرگذار است
به گفته فريدزاوه، كارشناس صنعت خودرو واردكننده تاثير چنداني بر قيمت خودروهاي وارداتي ندارد، بلكه اين دولت است كه با حقوق گمركي بالا و عوارض جانبي موجب شده تا قيمت خودروهاي وارداتي دو برابر قيمت واقعي شود.
به گفته زاوه با توجه به آنكه دولت هيچ ممنوعيتي براي واردات در نظر نگرفته و واردات خودرو در فضاي رقابتي صورت مي‌گيرد، وارد كننده تنها مي‌تواند 10 الي 15درصد سود براي خود در نظر بگيرد و در صورتي كه بخواهد بيش از اين سود را اعمال كند بازار را از دست خواهد داد.
وي در ادامه اظهار داشت، عدم در نظر گرفتن سود محدود از سوي واردكنندگان رسمي (نمايندگي‌هاي مجاز خودروهاي خارجي در كشور)، موجب شد در تابستان سال جاري واردات به دست واردكنندگان غيررسمي (شناسنامه‌اي) بيافتد، به همين دليل سهم واردكنندگان حقيقي در اين مدت كمتر از 50درصد شد.

قيمت واقعي خودروها
براساس نرخ‌هاي اعلام‌شده از سوي سايت يكي از شركت‌هاي واردكننده رسمي خودرو به كشور قيمت خودروهاي عرضه‌شده در بازار دو برابر قيمت خريداري شده از سوي واردكننده در حوزه خليج فارس است كه اين امر با توجه به پرداخت هزينه ترخيص خودرو از گمرك هزينه شماره‌گذاري، هزينه خروج يك تا سه خودروي فرسوده صورت مي‌گيرد، براساس نرخ‌هاي اعلام‌شده از سوي اين سايت عوارض پرداخت شده براي برخي خودروهاي وارداتي به بيش از 100ميليون تومان مي‌رسد كه اين عوارض بيشتر شامل خودروهاي متعلق به شركت‌هاي بنز و بي‌ام‌و مي‌شود، به طور مثال خودروي بنز CLS-class در خليج فارس با قيمت 125ميليون تومان خريداري مي‌شود؛ اما پس از اخذ عوارض از سوي دولت و قيمت آن به 285 ميليون تومان مي‌رسد كه اين امر موجب شده قيمت اين خودروها بيش از نرخ اصلي آن باشد در جدول زير نرخ برخي خودروها در خليج فارس و بازار داخلي مقايسه مي‌شود.

 درس اخلاقی پادشاه چین به اسکندر مقدونی


اسکندر پس از فتح و جهانگشاهی رسید پشت دیوار چین و پکن مرکز چینو محاصره کرد به سربازانش گفت اینقدر میمانیم تا دولتمردان چینی به خاطر گرسنگی از شهر خارج شوند روزی پیر مردی خارج شد از میان سربازان اسکندر رد می شد اسکندر اورا صدا زد و از او پرسید آیا تو فقفور پادشاه چین را می شناسی او گفت آری بسیار خوب می شناسمش پرسید چه شکلیست گفت مثل من پرسید قدش گفت هم قد من پرسید سنش گفت هم سن من ناگهان اسکندر گفت حتما خودت فقفور پادشاه چین هستی و او گفت آری . پس از کمی گفت و گو اسکندرگفت از توخوشم آمده و از فتح پکن منصرف شدم به شرطی که خراج 2سال چین را به من بدهی و فقفور قبول نکرد و گفت نمی شود اسکندر گفت خراج یکسال وباز فقفور هم قبول نکرد اسکندر پرسید چرا قبول نمی کنی فقفور گفت اگر این مبلغ را به خاطر قدرت بپردازم مردم چین ازگرسنگی وبیچارگی میمیرند پس من حاضر به این کار نمی شوم اگر تو خاستی کشور مال تو ونخواستی ما می مانیم ولی طوری شود که مردم فنا نشوند و اسکندر گفت بیشتر از تو خوشم آمده و واز چین صرفنظر کرد .فقفور او وتمام لشکریانش را دعوت به ناهار کرد و وقتی اسکندر با لشکریانش وارد پکن شدند دیدند دو طرف را سربازان مسلح آماده نبرد هستند .اسکندر نگران شد و به فقفور گفت تو با من نیرنگ و خدعه کردی ومرا به دام کشاندی، چه کاربا ما خواهی کرد. فقفور گفت که کاری با شما ندارم ،فقط اگر دیدی که با تو جنگ نکردم فکر نکن که سپاه و لشکر وسرباز ندارم ، بلکه همه چیز دارم و بسیار زیاد ومیتوتنستم تو را شکست دهم .ولی نخواستم با خاطر قدرت من وتو با هم بجنگیم وکلی مردم بیگناه به خاطر جاه طلبی من و تو کشته شوند .سپس سربازان برای خوردن غذا داخل چادرهای مجلل شدند واسکندر ویاران نزدیکش وارد کاخ فقفور شدند وبه تالار پذیرایی رفتند. بشقابهای طلایی لیوان های گرانبها ، قاشق های زرین و همه وسایل داخل تالار از بهترین و گرانترین اجناس بودند .همه منتظر غذا بودند ولی کسی غذا نیاورد ناگهان اسکندر گفت پس غذا چه شد فقفور گفت اینها غذاهستند بشقاب طلا لیوان زرین غذایی در خو شان شما . اسکندر گفت ما که اینها رانمی خوریم فقفور پرسید پس خوراک شما چیست اسکندر جواب داد غذای ما نان برنج وگوشت ومرغ ... اینها غذای ما هستند وفقفور در جواب گفت مگر در کشور شما این غذاها یافت نمی شد که تواز آن سر دنیا به این سر آمده ای

با 7 سوال ساده شخصیت خود را کشف کنید!

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید

1- دریا را با كدام یك از ویژگی های زیر تشریح می‌كنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود

2- كدام یك از اشكال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث

3- فرض كنید در راهرویی راه می‌روید. دو در می‌بینید. یكی در 5 قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو. هر دو در باز هستند. كلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می‌دارید؟

4- رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی كه برایتان دارند بگویید . قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

5- دوست دارید در كدام قسمت كوه باشید؟

6- در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه‌ای، سیاه یا سفید

7- توفانی در راه است. كدامیك را انتخاب می‌كنید: یك اسب یا یك خانه؟


و اما پاسخ‌ها:
1- آبی تیره : شخصیت پیچیده
سبز: آسان گیر و بی‌خیال
شفاف: به سادگی قابل درك
گل‌آلود: آشفته و سردرگم


2- دایره : سعی می‌كنید طوری رفتار كنید كه خوشایند همه باشد.
مربع: خودرأی و خود محور
مثلث: یك دنده و لجباز
(اندازه اشكال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد)


3- بله : شما آدم فرصت طلبی هستید
نه: آدم فرصت‌طلبی نیستید.


4- این سئوال، اولویت‌های شما در زندگی را مشخص می‌كند.
آبی: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگی
سیاه: مرگ
سفید: ازدواج


5- میزان ارتفاعی كه انتخاب می‌كنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد .


6- قهوه‌ایی: فروتن و خاكی
سیاه: غیرقابل پیش‌بینی، سركش، هیجان‌انگیز
سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار


7- این سئوال، اولویت‌های شما به هنگام مشكلات را تعیین می‌كند.
اسب: همسر
خانه: فرزند

 شرط استخدام يك شركت!

يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند:

- يك پيرزن كه در حال مرگ است.

- يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است.
- يك خانم يا آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد.

شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟

دليل خود را شرح دهيد. پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد!

قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد:

پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد..

شما بايد پزشك را سوار كنيد، زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه مي توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.

شما بايد شخص مورد علاقه تان را سوار كنيد، زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد..

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد.

او نوشته بود:


سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس مي‌مانيم

 قشنگ ترین دختری که تا الان دیدم (خیلی خیلی جالب)  

فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید:
- غمگینی؟
- نه.
- مطمئنی؟
- نه.
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن.
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه.
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
- راست می گی؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت... Crying or Very sad Arrow

نماز شب

بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

خدایا !خسته ام!نمی توانم.

بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

خدایا سه رکعت زیاد است

بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

. بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد ملائکه ی من! ببینید من انقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود، اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد... Crying or Very sad

نامه آبراهام لينکلن به معلم پسرش

نامه آبراهام لينکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهيد
او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .
به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد ة اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.

نکته مهم!

مردی در اتومبیل گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتو مبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد. پسرک گریان با تلاش بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت: اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند.برادر بزرگم از روی صندلی به زمین افتاد و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم مرد بسیار متاثر شد و از پسرعذرخواهی کرد؛ برادر پسرک را بلند کرد وروی صندلی نشاند.
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به سویتان پرتاب کنند. خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند، زمانیکه ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سوی ما پرتاب کند. این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه.

رتبه ايران خودرو و سايپا در ميان خودرو سازان جهان

بر اساس آخرين رده‌بندي خودروسازان جهان، شركت جنرال موتورز آمريكا با توليد 8 ميليون و 926هزار دستگاه، تويوتا با هشت ميليون و 36 هزار دستگاه، فورد با شش ميليون و 268 هزار و رنو نيسان با توليد پنچ ميليون و 715 هزار دستگاه بزرگترين خودروسازان دنيا در سال 2006 ميلادي بودند.

به گزارش ايسنا، بر اين اساس، ايران‌خودرو با توليد 558 هزار دستگاه خودرو جايگاه 22 و سايپا با توليد 530 هزار را مكان 23 را كسب كردند.

البته با اين كه كيفيت اين دو خودروساز ايراني هنوز از توليدكنندگان اصلي خودرو فاصله دارد، اما سايپا با سود سالانه 18 و ايران‌خودرو با سود 10 درصدي از پرسودترين خودروسازان محسوب مي‌شوند.

بر اين اساس، اسامي 25 خودروساز بزرگ جهاني در سال 2006 براساس آمار ارائه شده توسط انجمن خودروسازان جهان به ترتيب زير است. لازم به يادآوري است كه به دليل عضو نبودن ايران در انجمن خودروسازان جهان، نامي از خودروسازان ايراني در اين آمار به چشم نمي‌خورد، ولي ايسنا براساس توليدات ايران‌خودرو و سايپا جايگاه آنها را در اين فهرست مشخص كرده است:

1 ـ جنرال‌موتورز (اپل، واكسهال و دوو) با 8 ميليون و 926 هزار دستگاه
2 ـ تويوتا با هشت ميليون و 36 هزار دستگاه
3 ـ فورد (جگوار ـ ولوو) با شش ميليون و 268 هزار دستگاه
4 ـ رنو نيسان با پنچ ميليون و 715 هزار دستگاه
5 ـ گروه فولكس واگن با پنج ميليون و 684 هزار دستگاه
6 ـ هوندا با سه ميليون و 669 هزار دستگاه
7 ـ PSA (پژو سيتروئن) با سه ميليون و 356 هزار دستگاه
8 ـ كرايسلر با دو ميليون و 554 هزار دستگاه
9 ـ هيونداي با دو ميليون و 462 هزار دستگاه
11 ـ فيات با 2ميليون و 317 هزار دستگاه
12 ـ سوزوكي با دو ميليون و 297هزار دستگاه
13 ـ دايملر بنز با دو ميليون و 44 هزار دستگاه
14 ـ مزدا با يك ميليون و 396هزار دستگاه
15 ـ كيا با يك ميليون و 381 هزار دستگاه
16 ـ بي ام و با يك ميليون366 هزار دستگاه
17 ـ ميتسوبيشي با يك ميليون 313 هزار دستگاه
18 ـ دايهاتسو با يك ميليون 92 هزار دستگاه
19 ـ افتاواز روسيه با 765 هزار دستگاه
20 ـ سوبارو با 587 هزار دستگاه
21- تاتا موتورز هند با 560 هزار دستگاه
22 ـ ايران‌خودرو با 558هزار دستگاه
23 ـ سايپا با 530 هزار دستگاه

24 ـ ايسوزو با 523 هزار دستگاه
25 ـ چانا موتورز با 522 هزار دستگاه

آنچه در اين آمار جلب توجه مي‌كند، عدم حضور ايران در آمار انجمن خودروسازان جهان است. اين در حالي است كه توليدات خودروسازان ايراني نيز در موسسات معتبر ثبت نشده است. با اين حال، چندي پيش ايران‌خودرو در جمع رسانه‌هاي خارجي جهاني شدن خود را اعلام كرده است.

هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت آينِشتاين


هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله، همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول [e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را با مطالعه اين هشت مورد، شگفت زده كنيد!

1- او با سر بزرگ متولد شد

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است، اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

2- حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود

مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند، اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد] براي بچه هاي كوچك بود.

3- او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود

انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد، آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم، زيراكه آن به زودي مي آيد." به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

4- او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد

درسال 1895 در سن 17 سالگي، انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است كه تا كنون متولد شده، در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد. وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛ او گفت: آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

5- علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت-انيشتن

انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود. سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن [آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

6- او فقط يكبار رانندگي كرد

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد: چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند، سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود. انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اما كمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد. دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد!" سپس انيشتن از ميان حضار برخواست و به راحتي به سوالات پاسخ داد، به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

7- الهام گر او يك قطب نما بود

انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نما به عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد. بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.

8- راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.